گفتار درمانی و توانبخشی     پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر

             پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر          ارائه دهنده کاملترین و جامع ترین اطلاعات توانبخشی             گفتار درمانی      کاردرمانی       فیزیو تراپی          اپتومتری        شنوایی سنجی          ارتوپدی فنی                   

                                           پایگاه اطلاع رسانی گفتار توان گستر          ارائه دهنده کاملترین و جامع ترین اطلاعات توانبخشی             گفتار درمانی      کاردرمانی       فیزیو تراپی          اپتومتری        شنوایی سنجی          ارتوپدی فنی           


                   مدیریت سایت : سیاوش عطایی  آسیب شناس گفتار و زبان         همراه   :  09121623463


   صفحه اصلی       درباره ما       تماس با ما        نظر سنجی     تماس با شما      نحوه تبلیغات در سایت     مشاوره      لینکهای ما   

                    گفتار در مانی           کاردرمانی           فیزیو تراپی        شنوایی شناسی       بینایی سنجی         ارتوپدی فنی

 

                 

 انجمنها             مجلات علمی           دانشگاه ها و دانشکده ها            کلینیکهای تخصصی               مراکز توانبخشی                        

مراکز تشخیصی و  درمانی                تجهیزات پزشکی                     مراکز آموزشی خصوصی    

اطلاعات  پزشکان تهران                                                  اطلاعات  پزشکان کرج                

  page:  1     2      3        5     6    7    8    9     10    11    12      13     14     15   16    17   18    19    20     NEXT   ....


برخورداري از خدمات بهداشتي درماني با هدف ارتقاء، حفظ و تامين سلامت افراد يكي از اركان مهم پيشرفت هر جامعه اي را تشكيل ميدهد. در اصول سوّم، بيست و نهم و چهل و سوّم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به ضرورت تامين بهداشت و درمان به عنوان نيازهاي اساسي مردم تاكيد شده است. زيرا سلامت افراد جامعه وسيله اي براي تكامل انسان است.

يكي از اساسي ترين مسائل براي نيل به هدف دست يابي به سلامتي، آشنايي با مفاهيم مربوط به سلامت و بيماري و نگرش صحيح در مورد سلامتي است و از آنجا كه براي شناخت هر علمي آگاهي از مفاهيم و واژه هاي متداول در آن علم ضروري است لذا قبل از اينكه به ساير مباحث بهداشتي پرداخته در اينجا تعاريف و مفاهيم علم بهداشت بخصوص واژه هاي مربوط به سلامت و بيماري، طيف سلامتي، ابعاد سلامتي، شاخص‌هاي سلامتي و كيفيت زندگي و ارزيابي آن را مورد بحث قرار مي‌دهيم به اميد آنكه از اين طريق پژوهندگان و به طور كلي مجموعه افرادي كه به طريقي با سلامت مردم در ارتباط هستند بتوانند با برداشت يكسان از اين مفاهيم ارتباط بهتري با يكديگر برقرار نمايند.

 


 

 

تعريف سلامت (Health)

سلامت مفهوم وسيعي دارد و تعريف آن تحت تاثير ميزان آگاهي و طرز تلقي جوامع با شرايط گوناگون جغرافيايي و فرهنگي قرار مي‌گيرد ، ضمن اينكه سلامتي يك روند پويا است و با گذشت زمان نيز مفهوم آن تغيير خواهد كرد . قديمي ترين تعريفي كه از سلامتي شده است عبارتست از بيمار نبودن .

در طب سنتي براي انسان چهار طبع مخالف دموي، بلغمي، صفراوي و سوداوي قائل بودند و اعتقاد داشتند كه هرگاه اين چهار طبع مخالف در حال تعادل باشند فرد سالم است و زماني كه تعادل ميان طبايع چهارگانه مختل شود بيماري عارض مي‌شود. فرهنگ وبستر (Webster) سلامتي را وضعيت خوب جسماني و روحي و بخصوص عاري بودن از درد يا بيماري جسمي مي‌داند. فرهنگ آكسفورد (Oxford) سلامتي را وضعيت عالي جسم و روح و حالتي كه اعمال بدن به موقع و مؤثر انجام شود مي‌داند .

 


 

تعريف سلامت (نرمال) از ديدگاه آماري

 معمولاً براساس توزيع فراواني، افراد را به دو جمعيت طبيعي و غيرطبيعي (‌بيمار و سالم) تقسيم مي‌كنند به فراوان ترين رويداد يا عادي ترين حالت، طبيعي اطلاق مي‌شود. در الگوي آماري تمام مقادير كمتر و بيشتر از دو انحراف معيار از ميانگين، غير طبيعي است (با فرض توزيع نرمال)

 


 

 

معايب تعريف آماري نرمال

·        بايد براي هر جامعه جداگانه تعيين شود (خصوصياتي مثل قد و وزن)

·        تمام صفات تابع توزيع نرمال نيستند

·        گاهي شايع بودن يك صفت ناهنجار بخصوص در بعد رواني و يا اجتماعي باعث مي‌شود كه به عنوان يك وضعيت نرمال و طبيعي تلقي گردد.

به هر حال نهايتا بايد گفت مفهوم سلامتي، مطلق نبوده و نسبي است و هر فرد در مقايسه خود با شرايط قبلي اش و يا مقايسه خود با ديگـران آنرا معنـي مي‌كنـد و در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف ممكن است مفهوم آن متفاوت باشد. اگر بخواهيم يك تعريف عملي و عيني از سلامتي ارائه دهيم بايد بگوييم سلامتي عبارتست از فقدان بيماري و داشتن تعادل جسمي و رواني.

 


 

تعريف سلامت از ديدگاه سازمان جهاني بهداشت

سلامت عبارتست از برخورداري از آسايش كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط نداشتن بيماري و نقص عضو . جالب توجه است كه حكيم نظامي در كتاب پنج گنج خود، با بهره‌گيري از ايجاز شعر فارسي، تعريف طولاني سازمان جهاني بهداشت را با دو كلمه سلامت = آسودگي (سلامت به اقليم آسودگيست) بيان نموده است.

 تعريف سازمان جهاني بهداشت از سلامتي، يك تعريف ايده‌آل و عملا دست نيافتني است زيرا با توجه به اين تعريف نمي توان فردي را پيدا كرد كه در هر سه بعد جسمي، رواني و اجتماعي كاملا سالم باشد، ضمن اينكه در عمل هم نميتوان مرزي بين سلامت و بيماري در نظر گرفت، در حقيقت اين تعريف مشابه قله مرتفعي است كه هيچ كس نميتواند آن را فتح نمايد ولي تلاش همه افراد بايد به سمت آن باشد و از طرفي بايد براي سطح سلامتي، طيفي قائل شد.

 


 

 

طيف سلامت و بيماري

چنانچه قبلا گفته شد سلامتي و بيماري مرز مشخصي ندارند و در نتيجه بهتر است براي سلامتي طيفي در نظر بگيريم كه يك طرف آن سلامت كامل و در طرف ديگر مرگ قرار دارد :

 

 

مسئله مهم اينست كه در طب باليني و بررسي‌هاي اپيدميولوژيك بايد مرز سلامت و بيماري را مشخص كرد، گرچه گاهي در اين مرز بندي ممكن است بعضي از افراد سالم، بيمار و بالعكس عده اي از افراد بيمار، سالم تلقي ‌شوند ولي عملا ناچاريم به اين مرزبندي تن دهيم.

 

 


 

ابعاد سلامتي

با توجه به تعريف سلامتي (تعريف WHO) متوجه مي‌شويم كه سلامتي يك مسئله چند بعدي است حتي امروزه علاوه بر بعد جسمي، رواني و اجتماعي، جنبه معنوي را هم در نظر مي‌گيرند. و بايد توجه داشت كه ابعاد مختلف سلامتي و يا بيماري بر يكديگر اثر كرده و تحت تاثير يكديگر قرار دارند. چنانچه مشكلات جسمي بر روان فرد مشكلات رواني بر جسم او و نيز هر دوي آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد ديگر سلامتي اثر مي‌گذارند لذا اقدامات انجام شده براي ارتقاي سلامتي بايد به تمام جوانب سلامتي فردي (جسمي و رواني و معنوي) و سلامت كلي جامعه توجه داشته باشد.

 

اختلالات جسمي                                     اختلالات رواني                                    اختلالات اجتماعي

 

در اينجا براي ساده كردن مطلب ابعاد مختلف سلامتي را جداگانه شرح مي‌دهيم گرچه عملا قابل تفكيك از يكديگر نيستند.

 


 

بعد جسمي

معمول ترين بعد سلامتي، سلامت جسمي است كه نسبت به ابعاد ديگر سلامتي ساده تر مي‌توان آنرا ارزيابي كرد. سلامت جسمي در حقيقت ناشي از عملكرد درست اعضاء بدن است. از نظر بيولوژيكي عمل مناسب سلول‌ها و اعضاء بدن و هماهنگي آنها با هم نشانه سلامت جسمي است. به عنوان نمونه بعضي از نشانه هاي سلامت جسمي عبارتست از :

ظاهر خوب و طبيعي، وزن مناسب، اشتهاي كافي، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب توجه نكردن اعضاء بدن توسط خود فرد، اندام مناسب، حركات بدني هماهنگ، طبيعي بودن نبض و فشار خون و  افزايش مناسب وزن در سنين رشد و وزن نسبتا ثابت در سنين بالاتر و . . .

 

 


بعد رواني

بديهي است سنجش سلامت رواني نسبت به سلامت جسمي مشكل تر خواهد بود در اينجا تنها نداشتن بيماري رواني مد نظر نيست بلكه قدرت تطابق با شرايط محيطي، داشتن عكس العمل مناسب در برابر مشكلات و حوادث زندگي جنبه مهمي از سلامت رواني را تشكيل مي‌دهد نكته ديگري كه بايد در اينجا به آن اشاره كرد اينكه بسياري از بيماري‌هاي رواني نظير اضطراب، افسردگي و غيره بر روي سلامت جسمي تاثير گذار است و ارتباط متقابلي بين بيماري‌هاي رواني و جسمي وجود دارد. بعضي از نشانه هاي سلامت رواني عبارتست از:

سازگاري فرد با خودش و ديگران، قضاوت نسبتا صحيح در برخورد با مسائل، داشتن روحيه انتقاد پذيري و داشتن عملكرد مناسب در برخورد با مشكلات.


 

بعد معنوي

يكي از زمينه هاي عمده بيماري‌ها و مشكلات رواني و عوارض جسمي و اجتماعي آن احساس پوچي، بيهودگي و تزلزل روحي است كه ناشي از فقدان بعد معنوي در افراد است. ايمان، هدفدار بودن زندگي، پاي بندي اخلاقي، تعاون، داشتن حسن ظن و توجه بيشتر به مسائل معنوي زندگي باعث كاهش اضطراب، تزلزل روحي و عوارض ناشي از آن مي‌شود.

جنبه هاي معنوي زندگي باعث مي‌شود فرد همواره براي اهداف عالي‌تر زندگي تلاش نمايد و در مقابل كمبودها و مشكلات تحمل و بردباري بيشتري داشته و همواره از رضايت خاطر برخوردار باشد ضمن اينكه در ارتباط با افراد ديگر جامعه نيز رفتار مناسب خواهد داشت. بنابراين تقويت جنبه معنوي به سلامت جسم و روح افراد و نهايتا سلامت جامعه بزرگ بشري كمك بسزايي خواهد كرد.


 

 

بعد اجتماعي

 

بعد اجتماعي سلامتي از دو جنبه قابل بررسي است يكي ارتباط سالم فرد با جامعه، خانواده، مدرسه و محيط شغلي و ديگري سلامتي كلّي جامعه كه با توجه به شاخص‌هاي بهداشتي قابل محاسبه مي‌توان سلامت جامعه را تعيين و با هم مقايسه كرد كه بعدا در مورد شاخص‌هاي سلامتي اجتماع بحث خواهيم كرد.

عوامل موثر بر سلامتي (تعيين كننده هاي سلامتي ـ Determinants of health)

با توجه به دامنه گسترده تعاريف مربوط به سلامتي تعيين كننده هاي سلامتي نيز بسيار گسترده و متنوع خواهد بود كه در اينجا به مهم ترين آ نها اشاره مي‌شود.


 

 

1 ـ عوامل ژنتيكي و فردي

 بسياري از بيماري‌ها تحت تاثير خصوصيات ژنتيكي هستند. گرچه در مورد بيماريهايي كه ظاهرا جنبه ژنتيكي ندارند نيز ممكن است خصوصيات ژنتيكي فرد زمينه مساعد كننده اي براي بيماري فراهم آورد.

      عوامل فردي نظير سن، جنس، شغل، طبقه اجتماعي، وضع تغذيه و … نقش مهمي در سلامت افراد جامعه خواهد داشت كه در اينجا بعنوان نمونه به شرح مختصر بعضي از عوامل فردي مؤثر بر سلامت اكتفا مي‌شود.

سن: بيشتر حالات مربوط به سلامت و بيماري به نحوي با سن افراد، مرتبط است. مثلاً نوع بيماري‌ها، شدت بيماري‌ها و مرگ و مير ناشي از آن در سنين مختلف متفاوت است و بيماري‌هاي قابل انتقال در سنين پايين و بيماري‌هاي غير قابل انتقال و مزمن در سنين بالا شيوع بيشتري دارد .

 

جنس: به طور كلّي گزارش بيماري در زنان و مرگ و مير در مردان بيشتر است. به دليل تفاوت‌هاي تشريحي، فيزيولوژيك و اجتماعي زن و مرد، نوع و شدت و فراواني بيماري در دو جنس متفاوت است. در مورد فزوني مرگ و مير جنس مذكر در تمام موارد نمي‌توان دليلي پيدا كرد ولي به طور كلي به نظر مي‌رسد كه نوع كار و حرفه و فعاليت‌هاي اجتماعي يكي از علل عمده اين تفاوت باشد.

 

شغل و طبقه اجتماعي: سلامت افراد جامعه به نحو مؤثري تحت تغيير شغل مي‌باشد زيرا انتخاب حرفه خاص در بسياري از موارد مستقيما فرد را در معرض عوامل بيماريزاي مربوط به آن حرفه و بيماريهاي ناشي از آن قرار مي‌دهد ضمن اينكه با تاثير گذاري بر سطح درآمد به صورت غير مستقيم بر طبقه اجتماعي، تغذيه، وضع مسكن و ساير فعاليت‌هاي فرد هم مؤثر خواهد بود كه همه آنها به نحوي در سلامت نقش دارند.   


 

 

2ـ عوامل محيطي

 محيط، نقش بسيار مهمي در وضعيت سلامت و بيماري خواهد داشت زيرا از يك طرف به عنوان يك عامل جداگانه بر سلامت فرد اثر مي‌گذارد و از طرف ديگر روي خصوصيات فردي نظير شيوه هاي زندگي، وضعيت ايمني و خصوصيات رفتاري فرد تاثير دارد. اثر عوامل محيطي نظير آب، خاك و شرايط جغرافيايي بر سلامت نيز بر كسي پوشيده نيست و علاوه بر آن عوامل بيولوژيك محيط نظير موجودات و جانوران محيط زندگي انسان نيز نقش موثري بر سلامت افراد جامعه خواهند داشت.

 

محيط اجتماعي ـ اقتصادي : عوامل اقتصادي و اجتماعي از طريق اثراتي كه بر جسم و روان افراد خواهند داشت در سلامت افراد جامعه مؤثرند. شرايط زندگي، امكانات، تسهيلات آموزشي، نحوه ارتباطات، آگاهي‌ها، وضعيت اشتغال، درآمد، امنيت و . . . همگي به طريقي بر سلامت فرد، اثرگذار هستند و از طرفي ارتباط نامناسب اجتماعي باعث افزايش عوامل استرس‌زا و نهايتا بيماري مي‌شود.

 


 

3 ـ شيوه هاي زندگي مردم

 نظير عادات غذايي، تحرّك و عدم تحرّك، نوع تفريحات و سرگرمي‌ها، نحوه ارتباط با ساير افراد جامعه مي‌تواند در سلامت افراد موثر باشد گرچه برخي از شيوه هاي زندگي در ارتباط با محيط زندگي انسان شكل مي‌گيرد .

 


 

4 ـ وسعت و كيفيت ارائه خدمات

سياست‌هاي بهداشتي جامعه و نحوه ارائه خدمات نيز در سلامت افراد جامعه نقش اساسي دارد. اقدامات پيشگيري از طريق افزايش پوشش واكسيناسيون، بهسازي محيط، تامين آب آشاميدني سالم، مراقبت گروه هاي آسيب پذير جامعه مثل مادران و كودكان و نظاير آن و نيز توزيع عادلانه خدمات، نقش عمده اي در سلامت كلّي جامعه خواهد داشت. توانمند ساختن مردم براي ارتقاي سلامت خويش يكي از وظايف عمده مسئولين بهداشتي كشور است.


 

 

5 ـ عوامل ديگر

 عوامل متعدد ديگري در سلامت افراد جامعه نقش دارند نظير سطح سواد، وضعيت كشاورزي و تغذيه، سيستم ارتباطات و وسائل ارتباط جمعي، وضعيت جاده ها و شرايط اقتصادي اجتماعي.

 


 

شاخص‌هاي سلامتي جامعه 

با توجه به ديدگاه هاي متفاوت نسبت به سلامتي و گسترده بودن ابعاد سلامتي و تعيين كننده هاي آن، اندازه گيري و ارزيابي سلامتي كار ساده اي نخواهد بود. لذا شاخص‌هاي مختلفي براي ارزيابي سلامتي، مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه توافق كلّي در مورد اينكه كداميك از آنها با اهميت تر هستند وجود ندارد ولي بايد متذكر شد آن دسته از شاخص‌هاي سلامتي كه عيني، حساس و اختصاصي هستند براي ارزيابي سلامت مناسب تر مي‌باشند.

اندازه گيري شاخص‌هاي سلامتي در موارد زير مورد استفاده قرار مي‌گيرد

·        ارزيابي و مقايسه وضعيت سلامت جوامع مختلف

·        كمك به برنامه ريزي خدمات بهداشتي و توسعه خدمات و نيروي انساني

·        اثبات مؤثر بودن فعاليت‌ها

·        مستند كردن فعاليت‌هاي انجام شده

 


 

شاخص‌هاي سلامتي جامعه بسيار گسترده هستند و شامل شاخص‌هاي ابتلا، مرگ و مير، باروري و نيز انواع شاخص‌هاي اقتصادي فرهنگي مي‌باشند. در اينجا مهمترين و رايج ترين شاخص‌هايي كه در بررسي‌هاي جمعيتي و ارزيابي كلّي جامعه عيني تر بوده و قابل محاسبه هستند مورد بحث قرار مي‌دهيم:

الف ـ ميزان‌هاي ابتلاء (Morbidity Rates) : ميزان‌هايي كه در ارتباط با بيماري هستند

 

1 ـ ميزان بروز (Incidence Rate)

تعداد موارد جديد يك بيماري در مدت معين

n10× ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = ميزان بروز

متوسط جمعيت در معرض آن بيماري در همان زمان

 

2 ـ ميزان شيوع (Prevalence Rate)

 شامل ميزان شيوع لحظه اي و ميزان شيوع دوره اي است كه معمولاً ميزان شيوع لحظه اي بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

تعداد موارد موجود يك بيماري در يك مقطع زماني

n10×  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = ميزان شيوع لحظه اي Point P.R

كل جمعيت در همان مقطع زماني

ميزان بروز + ميزان شيوه لحظه اي = ميزان شيوع دوره اي Period P.R   

 

همانطور كه در فرمول ميزان بروز مشاهده مي‌شود اين ميزان موارد جديد بيماري را در فاصله زماني معيّن اندازه گيري ميكند (9). بنابراين افزايش آن نشانة گسترش بيماري در جامعه مي‌باشد. در صورتيكه تفسير مقادير به دست آمده از ميزان شيوع، كمي پيچيده تر است زيرا ميزان شيوع بيماري به دو عامل يكي بروز و ديگري مدت بيماري وابسته است.

 

 

ضمنا بايد متذكر شد چون ميزان‌ها معمولاً كمتر از يك هستند براي بيان مناسب آنها اغلب از ضريب n10 نيز استفاده مي‌شود.

3 ـ ميزان بروز تجمعي (CI)  (Cumulative Incidence)

تعداد افراد جامعه كه در يك فاصله زماني معين بيمار مي‌شوند

n10× ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  = ميزان بروز تجمعي

تعداد افراد آن جامعه در ابتداي همان فاصله زماني

 

    بروز تجمعي بيان كننده نسبتي از افراد جامعه