
گفتار درمانی و توانبخشی
پایگاه اطلاع رسانی گفتار
توان گستر
صفحه اصلی
درباره ما
تماس با ما
نظر سنجی
تماس با
شما
نحوه تبلیغات در سایت
مشاوره
لینکهای ما
گفتار در مانی
کاردرمانی
فیزیو تراپی
شنوایی شناسی
بینایی سنجی
ارتوپدی فنی
انجمنها
مجلات علمی
دانشگاه
ها و دانشکده ها
کلینیکهای تخصصی
مراکز توانبخشی
مراکز تشخیصی
و
درمانی
تجهیزات پزشکی مراکز آموزشی خصوصی
اطلاعات پزشکان تهران
اطلاعات پزشکان کرج
page:
1
2
3
4
5
6
7
8
9 10 11
12 13 14
15 16 17 18
19 20 NEXT ..
جنین شناسی حنجره :
شش قوس آبششی در تشکیل صورت و حفره دهان و گردن و حلق و
حنجره نقش عمده دارند . زوج اول قوسهای آبششی تبدیل به فکین فوقانی و تحتانی
می گردد و عصب سه قلو عضلات این قوس را عصب دهی می کند .
قوس دوم و سوم استخوان لامی را شکل می دهند . غضروف شکمی
این قوس تبدیل به شاخ بزرگتر استخوان لامی می گردد و بخش کودال تبدیل به تنه استخوان
می گردد . عصب زبانی- حلقی قوس سوم را عصبد هی می کند .
قوسهای چهارم و پنجم غضروف درقی را بوجود می آورد که
ممکن است به غضروفهای هرمی شاخی و میخی تبدیل گردد .
عصب قوس چهارم عصب حنجره ای فوقانی از عصب مبهم می باشد .
قوس ششم از قوسهای آبششی و غضروف انگشتری یا حلقه نایی را تشکیل
می دهد . عصب راجعه ممکن است عصب قوس ششم باشد .
از قوس دوم تا ششم توده های عضلانی که بوجود می آید
به شکل عضلات حنجره حلق و کام نرم در می آید .
عضله نیزه ای حلقی به قوس سوم و انگشتری - درقی به
قوس چهارم نسبت داده شده است . بقیه عضلات حنجره از قوس ششم مشتق می گردد .
هر قوس آبششی از یک لایه خارجی اکتودرمی یک محور مزانشیمی
و یک لایه داخلی آندودرمی تشکیل شده است . قسمتی از مزانشیم عنصر استخوانی
را ایجاد می کند و باقیمانده های محور مزانشیمی بصورت عضلات مخطط در می آید .
اعصاب حرکتی از مغز خلفی مجاور مستقیما به داخل قوسی که
نسبت به آن در موقعیت شکمی قرار دارند وارد می گردند .
پیش ساز اولیه حنجره ناودان حلقی - نایی است که از سمت
شکمی توسط بخش کودال بر آمدگی زیر آبششی و در هر طرف توسط دو انتهای شکمی
قوسهای ششم محدود می گردند .
دو اتساع هرمی در هر طرفاین ناودان ظاهر می
گردد و همینطور که آنها رشد می کنندبه یکدیگر و به بخش کودال بر آمدگی زیر آبششی که
از آن اپیگلوت شکل می گیرد نزدیک می شوند .
سوراخ آن به داخل حنجره ابتدا یک شکاف قائم است که با
افزایش حجم اتساعات هرمی به یک شیار تی شکل تبدیل می گردد .
شاخ قائم شیار تی بین دو بر آمدگی هرمی و شاخ
افقی آن بین آنها و اپیگلوت قرار می گیرد .
بر آمدگیهای هرمی به غضروفهای هرمی و شاخی متمایز می گردد
و چینهایی که آنها را به اپیگلوت می پیوندد چینهای هرمی - اپیگلوتی نامیده می گردد
.
غضروفهای میخی از مشتقات اپیگلوت بوجود می آید .
غضروفهای درقی از انتهای شکمی غضرفهای قوسهای آبششی چهارم
و پنجم و ششم ایجاد می گردد که در خط وسط به یکدیگر می پیوندند غضروف
انگشتری از دو مرکز غضروفی بوجود می آید که در میانه بتدریج گسترش می یابد و نهایتا
بر روی سطح پشتی به یکدیگر می پیوندند .
حنجره :
حنجره در گردن سومین تا ششمین مهره گردنی قرار گرفته و در
بالای آن حلق و در زیر آن نای قرار گرفته است . غشاءها و رباطها و ماهیچه ها ساختاراصلی
حنجره را تشکیل می دهند . عملکرد اولیه حنجره محافظت نای از ورود مواد خارجی
بداخل نای می باشد . در جلو حنجره مری قرار گرفته و ورود مواد غذایی به مری در حدود
پنجم توسز اسفنکتر انگشتری - حلقی می گردد.
غضروفهای حنجره:
غضروفهای حنجره 9 عدد می باشند که سه عدد آنها زوج و طرفی
و سه عدد آنها فرد و میانی و بزرگتر از غضروفهای زوج می باشند . غضروفهای فردو
میانی عبارتند از : غضروف درقی - غضروف اپیگوت و غضروف انگشتری . غضروفهای زوج و
طرفی عبارتند از : غضروف هرمی - غضروف شاخی و غضروف میخی . ولی غضروفهای انگشتری
-درقی و هرمی غضروفهای اصلی حنجره را تشکیل می دهند .
غضروف درقی :
این غضروف به شکل کتاب نیمه بازی است که پشت آن به سمت جلو
قرار دارد . این غضروف از دو تیغ ساخته شده است . هر تیغه دارای دو سطح و چهار کنار
است که کناره های آن عبارتند از : کناره فوقانی - تحتانی - قدامی و خلفی .
کناره قدامی :
قسمت تحتانی کنار قدامی تیغه ها به
یکدیگر متصل گشته و ایجاد زاویه ای را می کنند به نام زاویه درقی که این زاویه به
سمت عقب باز می گردد اما برآمدگی این زاویه به سمت جلو می باشد که سیب آدم نامیده
می گردد. در خانمها این زاویه 120 در جه و در آقایان 90 درجه می باشد .
قسمت فوقانی :
قسمت فوقانی کنار قدامی تیغه ها به یکدیگر
متصل نمی گردد و ایجاد یک بریدگی می نماید بنام بریدگی درقی فوقانی - اما
کنار خلفی تیغه ها ا ز قسمت فوقانی کنار خلفی زایده به سمت بالا می رود که
شاخ فوقانی غضروف در قی نامیده می شود. کناره های فوقانی و تحتانی این
غضروفموارد مهمی که قابل ذکر باشد ندارد .
سطوح غضروف درقی :
هر تیغه دارای دو سطح داخلی و خارجی است . در قسمت
خلفی سطح خارجی تیغه خط مایلی داریم که بنام خط مایل نامیده می گردد . اما سطح
داخلی تیغه صاف می باشد .
غضروف انگشتری :
از نظر موقعیت در بالای اولین حلقه نای قرار گرفته است و
یک حلقه غیر قابل انعطاف را بوجود می آورد .
این غضروف از لحاظ ساختاری از دو قسمت تشکیل گردیده است :
1- قوس در جلو غضروف .
2- نگین در عقب غضروف
قوس قسمت قدامی غضروف انگشتری را تشکیل داده و دارای
دو سطح است که یکی سطح داخلی و دیگری سطح خارجی است . در سطح خارجی
قوس درست در محلی که می خواهد به تیغه متصل گردد در هر طرف
یک رویه مفصلی مفصلی وجود دارد که این رویه مفصلی با شاخ تحتانی غضروف
درقی مفصل می گردد و تشکیل مفصل انگشتری - درقی را می دهد
.سطح داخلی قوس صاف می باشد . غضروف هرمی بر روی کنار فوقانی تیغه غضروفانگشتری
قرار گرفته است .
غضروف اپیگلوت :
از لحاظ شکل شبیه برگ می باشد که از بالا به پایین در عقب
زبان و عقب استخوان لامی و عقب غشاء درقی -لامی قرار گرفته است . این غضروف
دارای دو سطح و دو انتها می باشد که سطوح آن عبارتند از
:1- سطح قدامی 2- سطح خلفی
در سطح خلفی یک برآمدگی داریم بنام برآمدگی اپیگلوت . دو
انتها ی آن عبارتند از : انتهای فوقانی که آزاد است و در پشت قاعده زبان قرار
دارد و
انتهای دیگر انتهای متصل یا ساقه اپیگلوت می باشد که این
ساقه توسط یک رباط بنام رباط درقی - اپیگلوت به قسمت فوقانی زاویه درقی متصل است
این غضروف علاوه بر دو سطح و دو انتها دارای دو کنار طرفی
نیز می باشد . اپیگلوت در آوا سازی نقشی را ایفا نمی کند .

غضروف هرمی :
از جمله غضروفهای زوج و حنجره می باشد . غضروف هرمی بر روی
زویه های مفصلی که در کنار فوقانی تیغ غضروف انگشتر است قرار دارد .
این غضروفها چون هرمی هستند بنابر این یک راس در بالا و یک
قاعده در پایین داشته و دارای سه سطح می باشند و مفاصل آنها از نوع مفاصل
سینوویال می باشد که چرخش و حرکت را ایجاد می کند
سطح غضروف عبارتند از :
اولین سطح قدامی است که در این سطح
دو حفره داریم :
1- حفره بالایی بنام حفره مثلثی
2- حفره پایینی بنام حفره بیضی
دومین سطح سطح خلفی .
سومین سطح - سطح داخلی است . سطح داخلی دو غضروف روبروی
یکدیگر قرار گرفته است . قاعده غضروف دارای سه زاویه است زاویه قدامی که
این زاویه بنام زایده صوتی نیز نامیده می گردد م محمل اتصال طنابهای صوتی حنجره می
باشد زاویه خارجی که به آن زایده عضلانی گفته می گردد
زاویه خلفی که سومین زاویه این غضروف می باشد . راس غضروف
در بالا به غضروف شاخی متصل گردیده است .
غضروف شاخی :
از غضروفهای زوج حنجره است که غضروفهای کوچکی شبیه به شاخ
می باشد و با راس غضروف هرمی مفصل می گردد که این مفصل از نوع مفصل
ثابت است .
غضروف میخی :
این غضروف نیز جزء غضروفهای زوج حنجره است که در ضخامت چین
هرمی - اپیگلوتی قرار گرفته است .
مفاصل حنجره :
در حنجره سه نوع مفصل داریم :
1- مفصل هرمی - شاخی : مفصلی که بین راس غضروف هرمی و شاخی
قرار گرفته است .
2- مفصل انگشتری -هرمی : بین قاعده غضروفهای هرمی و رویه
مفصلی کنار فوقانی تیغه غضروف انگشتری قرار گرفته است .
این مفصل از نوع متحرک بوده ودر سطح این مفصل غضروف هرمی
می تواند دو حرکت انجام دهد :
1- حرکت لغزشی که می تواند به سمت داخل یا خارج باشد .
2-حرکت چرخشی که می تواند به سمت داخل یا خارج بچرخد .
3- مفصل انگشتری - درقی :
این مفصل از نوع متحرک است و در این مفصل قاعده غضروف درقی
بر روی رویه مفصلی که در سطح خارج قوس غضروف انگشتری قرار دارد
مفصل شده است و غضروف درقی می تواند به سمت جلو یا عقب
حرکت کند .
غشاءهای حنجره :
1-غشاء درقی - لامی : غشایی است که از کنار فوقانی درقی و
سطح قدامی شاخ فوقانی غضروف درقی به سمت بالا آمده و به غضروف لامی متصل
می گردد .
2- رباط انگشتری - نایی : بین کناره تحتانی غضروف انگشتری
واولین حلقه نای کشیده شده است .
3- رباط درقی - اپیگلوتی : از ساقه اپیگلوت شروع شده به
سمت جلو رفته و به قسمت فوقانی زاویه درقی متصل می گردد.
4- غشاء داخل حنجره : مهمترین غشاء حنجره بوده و
فضای درونی حنجره را پوشانیده است . این غشاء را نسبت به چینهای صوتی حقیقی در هر
طرفبدو قسمت تقسیم می نماییم . قسمتی که در بالای چینهای صوتی حقیقی است غشاء چهار
گوش نامیده می گردد و قسمتی که در زیر چینهای صوتی
حقیقی است غشاء انگشتری - درقی نامیده می گردد. غشاء چهار
گوش غشایی است که دارای دو کنار فوقانی و تحتانی است .
کنار فوقانی از کنار طرفی اپیگلوت شروع شده و به سمت عقب
آمده و به غضروف هرمی متصل می گردد و تشکیل رباط هرمی - اپیگلوتی را می دهد
کنار تحتانی غشاء چهارگوش را در هر طرف چینهای صوتی
کاذب یا رباط دهلیزی می نامیم .
طنابهای دهلیزی در جلو به قسمت فوقانی زاویه درقی
متصل می گردد و در عقب به سوراخ مثلثی که در سطح قدامی غضروف هرمی قرار دارد متصل
می شوند . غشاء انگشتری - درقی را بدو قسمت طرفی و یک قسمت
میانی تقسیم می نماییم . قسمت قدامی - میانی غشاء کمی ضخیم تر شده و مخروط
ارتجاعی نامیده می گردد .
قسمت طرفی غشاء انگشتری - درقی دارای دو کنار است که
عبارتند از :
کنار فوقانی و کنار تحتانی . کناره تحتانی قسمت طرفی به کناره قوس
غضروف انگشتری متصل شده اما کنار فوقانی قسمت طرفی آزاد است این کناره ضخیم تر شده
و در جلو به زاویه درقی - درست در زیر چینهای صوتی کاذب -متصل می گردد و در عقب به
زایده صوتی هرمی متصل می شود . کناره فوقانی قسمت طرفی را به نام چینهای صوتی حقیقی
می نامیم .
عضلات حنجره :
عضلات حنجره به دو دسته عضلات خارجی حنجره و عضلات داخلی
حنجره تقسیم می گردد.
عضلات خارجی حنجره :
عضلات خارجی حنجره بدو دسته عضلات فوق لامی و تحت لامی
تقسیم می گردند که تغییر دهنده وضعیت حنجره در گردن می باشند .عضلات فوق لامی
حنجره را بالا می برند که شامل عضلات نیزه ای -لامی حنجره را بالا می برند که شامل
عضلات نیزه ای - لامی و لامی مایل و چانه ای -لامی و دو بطنی می گردد. عضلات عضلات
تحت لامی که این عضلات نقش نگه دارنده را برای حنجره دارند و حنجره را پایین برده
و تواتر اصوات تولیدی را کم می کنند عضلات تحت لامی متصل عضلا ت در قی
- جناغی و لامی - جناغی و لامی -مایل می باشند . اگر چه عضلات تنگ کننده حلق (تنگ
کننده فوقانی و تحتانی حلق و درقی حلقی و انگشتری حلقی ) و عضلات خارجی زبان ( نیزه
ای -زبانی - چانه ای - زیر زبانی ) بر موقعیت حنجره اثر می گذارند ولی بطور معمول
در نظر گرفته نمی گردند .
عضلات داخلی حنجره :
عضلات داخلی حنجره بر اساس محل اتصال آنرا به غضروفهای
حنجره نامگذاری می گردند . این عضلات بر چینهای صوتی و کنترل آوا سازی تاثیر
دارند . این عضلات همه زوج بوده بغیر از عضله عرضی - هرمی
که یک عضله منفرد می باشد . عضلات حنجره از نظر عملکرد به سه دسته تقسیم
می گردند :
1- تغییر دهنده اندازه چاکنای 2- تنظیم کننده
کشش چین صوتی 3- تغییر دهنده اندازه مذخل حنجره .
عضله انگشتری - درقی :
این عضله زوج بوده در پایین از سطح خارجی قوس غضروف
انگشتری مبدا می گیرد و پس از آن الیاف عضلانی بدو دسته تقسیم می گردند :
1- دسته قدامی که در جلو به کناره تحتانی تیغه درقی متصل
می گردد.
2- دسته مایل یا خلفی که به سمت بالا و عقب رفته و به شاخ
تحتانی درقی متصل می گردد.
این عضله چینهای صوتی را به وضعیت نزدیک به وسط
می آورند و با انقباض آن لبه های آزاد چینهای صوتی تیز می گردند و در همین زمان
عضله انگشتری - هرمی خلفی آریتنوئیدها را به عقب می آورد.
این عضله مهمترین عضله برای بالا بردنی ارتفاع صوت می باشد
. چنانچه این عضله فلج گردد شخص یکنواخت و آهسته صحبت خواهد کرد .
برای بالا بردن ارتفاع صو ت عضلات انگشتری هرمی -
کناری و هرمی - درقی نیز موثر می باشند .
عضله انگشتری هرمی - خلفی :
جزء عضلات زوج حنجره بوده و از سطح خلفی تیغه غضروف
انگشتری مبدا می گیرد و بعد از آن الیاف عضلانی به سمت عقب بالا و خارج رفته وبه
زایده عضلانی - هرمی متصل می گردد. مهمترین دور کننده
چینهای صوتی می باشد و زواید صوتی را به بالا و عقب می کشد و طول چینهای صوتی
را افزایش می دهد . این عضله دو محل اتصال جداگانه دارد که
هر یک به یک رباط وصل می گردد و بنابر این دو عضله تشکیل عضله انگشتری -
هرمی خلفی را می دهد . یکی تارهای مایل دارد و از تارهای
عمودی و خارجی ترکیب شده که با انقباض آن غضروفهای هرمی از یکدیگر دور می گردندو
دیگری که تارهای افقی دارد و هرمی ها را از راس می چرخاند و بدین - وسیله چینهای
صوتی بخارج حرکت می کند . اگر چنانچه این عضلات فلج گردند شخص دچار خفگی می گردد.
عضله انگشتری - هرمی خارجی :
مبدا این عضله کنار فوقانی قوس غضروف انگشتری بوده که بعد
از آن الیاف عضلانی به سمت بالا و عقب آمد ه وبه زایده عضلانی غضروف هرمی
متصل می گردد و عمل آن اینست که غضروفهای هرمی را به سمت
داخل چرخانده و در نتیجه زواید صوتی و چینهای صوتی به یکدیگر نزدیک می گردندو
شخص براحتی می تواند صحبت کند .
عضله هرمی - عرضی :
تنها عضله فرد حنجره است که از سطح خلفی غضروف هرمی یک طرف
شروع شده و به سطح خلفی غضروف هرمی مقابل متصل می گردد و عمل آن
اینست که دو غضروف هرمی را با حرکت لغزشی به یکدیگر نزدیک
می کند و در نتیجه چینهای صوتی به یکدیگر نزدیک می شوند .
عضله هرمی - مایل :
ایندو عضله در قسمت سطحی عضله عرضی هرمی قرار گرفته است و
مانند ضربدر یکدیگر را قطع می نمایند . هر یک از این عضلات از زایده عضلانی
غضروف هرمی یک طرف شروع شده و به راس غضروف هرمی مقابل متصل می گردد.
بعضی از الیاف این عضله از راس غضروف هرمی به سمت بالا
رفته و در داخل رباط هرمی اپیگلوتی به کنار طرفی اپیگلوت متصل می گردد.
این قسمت را بنام هرمی - اپیگلوتی می نامیم . عمل این عضله
این است که غضروفهای هرمی را به سمت بالا و داخل حرکت می دهد و در نتیجه
غضروفهای هرمی به یکدیگر نزدیک می شوند . قسمت هرمی -
اپیگلوتی غضروف اپیگلوت را به سمت عقب کشیده ودر نتیجه مدخل حنجره بسته
می گردد. ترکیب عضلات هرمی - عرضی و هرمی ها ی مایل
را عضلات هرمی داخلی می نامند .

عضله هرمی - درقی :
مبدا این عضله در جلو از زاویه درقی است . پس از آن الیاف
عضلانی به سمت عقب آمده و به سطح قدامی - خارجی غضروف هرمی متصل می گردد.
کار این عضله این است که غضروفهای هرمی را به سمت جلو یعنی
بطرف غضروف درقی کشید و در نتیجه طول چینهای صوتی کاهش یافته و چینهای
شل و کلفت می گردند و شخص می تواند بم صحبت کند . قسمت فوقانی عضله هرمی - درقی
چینهای صوتی کاذب یا شکمی یا دهلیزی را تشکیل می دهد که بطور معمول در آواسازی نقشی
ندارد.
چینهای صوتی کاذب نقش عمده ای در بلع مواد دارند که مجرا
را تنگ می کنند . یک فضا از زیر بین چینهای صوتی کاذب و حقیقی وجود دارد که
به عنوان بطن حنجره ای سینوس یا دهلیز شناخته می گردد.
این فضا کاملا از غدد مخاطی پوشیده شده است که عمل نرم
کردن چینهای صوتی را انجام می دهند . تا از تاثیر سایش حفظ شوند . قسمت پایین تر
عضله هرمی - درقی چینهای صوتی حقیقی را شکل می دهد که لبه های آزاد این دو چین توسط
لایه پوششی مطبق از سطح پوشاننده فوقانی و لایه های زیرین از تارهای
ارتجاعی و کلاژن رباط صوتی تشکیل می گردد. چینهای صوتی در مشاهده توسط آیینه حنجره
ای بدو صورت دیده می گردند چینهای صوتی حقیقی که سفید می باشند و چینهای صوتی
کاذب که قرمز رنگ می باشند .
چینهای صوتی حقیقی خاصیت ارتجاعی بالایی دارند و از لحاظ
ساختار سلولی پیچیده می باشند که این ساختار لازمه اعمال روزمره ای است که انجام
می دهند .
چه از لحاظ دامنه گسترده ارتفاع تولیدی و چه از لحاظ حجم و کیفیت صوت عضله هرمی -
درقی از یک لایه سلولهای مطبق پوشیده است که یک پوشش نازک را تشکیل می دهد که این
پوشش نازک شکل چینهای صوتی را حفظ می کند .
زیر این پوشش غشایی سه لایه از بافت همبند وجود دارد
که غشا عمقی نامیده می گردد .
سطحی ترین لایه غشا عمقی از یک ماده زمینه ای بافت همبندی
تشکیل شده است که هیرانو در سال 1974برای اولین بار آنرا تشریح کرد و شبیه ژلاتین
بود .
این قسمت فضای رینکه نامیده می گرددکه در شرایط آسیب
شناختی از قبیل التهاب حنجره یا بد و نادرست استفاده کردن از چینهای صوتی می تواند
از خیز پر گردد. این فضا فاقد غده و لنف است .
ایجاد خیز در این فضا بسیار خطر ناک است زیرا غشا الاستیک
ی در مقابل فشار ناشی از خیز مقاومت می کند ولی مخاط حنجره مقاومتی در مقابل
این فشار ندارد و در نتیجه تورم این فضا باعث انسداد
چاکنای می گردد .
دومین سطح از غشا عمقی تشکیل شده است از تارهای ارتجاعی و
بالاخره سومین سطح از غشا عمقی از تار های کلاژن تشکیل شده است .
سطوح میانی و عمقی از غشا عمقی تشکیل طناب صوتی را می دهند
. این ساختار لایه لایه از لحاظ ضخامت متغیر است .
لایه چهارم توسط غشا مخاطی انگشتری - صوتی و مخروط ارتجاعی
تشکیل می گردد .
هر یک از لایه های چینهای صوتی خواص مکانیکی مهمی در
ارتعاش دارند لایه هایی که غیر فعال هستند تار عضلانی ندارند اما توسط عضله صوتی و
تقابل با فشار و جریان هوا کنترل می گردد .
تقسیم بندی چین صوتی :
دو سوم چین صوتی از قسمت غشایی تشکیل شده است که بطور
معمول به عنوان به عنوان بخش صوتی شناخته می گردد.
این قسمت در آواسازی بصورت فعال شرکت کرده و از خاصیت
ارتجاعی بالایی برخوردار است و قسمت میانی این بخش است که به دلیل ساختار و
موقعیت دچار بیشترین صدمات و ضایعات می گردد . در قسمت یک
سوم خلفی چینهای صوتی زواید صوتی غضروف هرمی قرار دارد و این قسمت
غضروفی قسمت تنفسی نامیده می گردد که نفش اساسی در تولید
ارتعاش و آواسازی ندارد مگر آنکه در نتهای بسیار بالا ارتعاش در آنها دیده شود .
عضله صوتی :
عضله صوتی به دور شدن چینهای صوتی از یکدیگر کمک می کند و
طول و ضخامت چینهای صوتی را کنترل می کند . این عضله می تواند کوتاهتر
و ضخیم تر گردد . عضله درقی -هرمی بخش خارجی این عضله از
سطح داخلی غضروف درقی در خط میانی شروع شده و به غضروف هرمی ختم
می گردد. ستو ن نزدیک کردن دو چین صوتی به یکدیگر می
باشد . بخش داخلی این عضله که به زایده صوتی می چسبد و عضله صوتی خوانده می گردد و
کشنده چینهای صوتی است .
اعصاب حنجره :
حنجره کلیه اعصاب حسی و حرکتی خود را از عصب دهم
مغزی عصب مبهم می باشد عصب حنجره ای فوقانی از عصب واگ به دو شاخه داخلی و
خارجی تقسیم می گردد .
شاخه داخلی حسی و خودکار بوده و برخی شاخه های آن تا قاعده
زبان واپیگلوت بالا می رود و برخی شاخه ها در زیر چینهای صوتی متوجه پایین
می گردند . شاخه خارجی در جدار خارجی حنجره پایین
آمده شاخه ای به عضله تنگ کننده تحتانی حلق می دهد و سپس وارد عضله انگشتری -درقی
می گردد.عصب حنجره ای تحتانی که عصب راجع نیز نامیده می
گردد از زیر عضله تنگ کننده تحتانی حلق وارد حنجره می گردد و به تمام عضلات
داخلی حنجره به استثناء عضله انگشتری -درقی عصب می دهد .
عروق حنجره :
شریانهای عمده حنجره عبارتند از شاخه های حنجره ای
شریانهای درقی فوقانی و تحتانی شریان درقی فوقانی نخستین شاخه جانبی شریان کاروتید
خارجی است که شاخه ای به قسمت فوقانی حنجره می فرستد.
شریان درقی تحتانی از شریان زیر چنبری منشعب می گردد و
شاخه ای به قسمت تحتانی حنجره می فرستد وردیدهای حنجره همراه با شریانها می باشد
سیستم خونرسانی چینهای صوتی ساختارش برای ارتعاش یافته است
. هنگامیکه چینهای صوتی مرتعش می گردند یک کاهش قابل ملاحظه در حجم
صوتی مشاهده می گردد به نحوی که این جریان و متابولیسم
باعث اختلال در ارتعاش نگردد. طنابهای صوتی توسط رشته های خونی تغذیه نمی گردند
به همین دلیل در لارنگوسکوپی سفید به نظر می رسند .
پوشش مخاط حنجره ادامه پوشش مخاطی حلق تحتانی است که در
پایین با پوشش مخاط نای یکی می گردد. مخاط حنجره بر روی چینهای صوتی
اپیگلوت و غضروفهای کوچک حنجره بخوبی چسبیده است . ولی در
ناحیه زیر چاکنای لغزنده می باشد به همین دلیل ناحیه اخیر به ویژه در کودکان
در معرض خطر خیز می باشد . پوشش مخاطی حنجره شامل دو نوع
بافت پوششی مختلف است . بافت پوششی مطبق و بافت پوششی استوانه ای مژکدار.
روی چینهای صوتی حقیقی و ربع فوقانی سطح خلفی اپیگلوت را
بافت پوششی مطبق سنگفرشی پوشانیده است ولی سایز قسمتهای حنجره از بافت
پوششی استوانه ای مژکدار پوشیده شده است . در ناحیه فوق
چاکنای غدد مترشح موکوس و گره های لنفی به فراوانی موجودند . ناحیه چاکنای فاقد
غدد موکوس و حاوی گره های لنفاوی اندکی می باشند ناحیه زیر
چاکنای تعداد اندکی غدد موکوسی دارند و گره های لنفاوی این ناحیه نسبت به چاکنای
بیشتر می باشد . خشکی و التهابی که توسط عفونت تغییرات
اتمسفری و هیجانات خاص بوجود می آید روی صوت اثر مستقیم داشته و در هوای خشک نیز
غشاء به مخاطی پوشاننده چینهای صوتی خشک می گردد.
لنفاتیک ها :
به علت چسبندگی زیاد مخاط حنجره بر روی چینهای صوتی
لنفاتیکهای آن بدو دسته تقسیم می شوند . در قسمت بالای چینهای صوتی لنفاتیکها از
برجستگی گلابی گذشته به قسمت فوقانی از ردیف عقده های عمقی
گردن منتهی می گردد . لنفاتیکهای قسمت تحتانی آن بعضی به عقده های بیش نایی و فوق
نایی و بقیه همراه با عصب راجع به عقده های عمقی در قسمت پایین گردن می روند و ممکن
است برخی تا گره های فوق ترقوه ای هم برسند.
-
عملکردهای حنجره :
-
1-محافظت از ریه و مجاری تحتانی تنفسی
-
2-تنظیم نگه داشتن جریان هوا
-
3-ثابت نگه داشتن قفسه سینه
-
4- اعمال اسفنکتری حنجره
-
5-ایجاد صوت و آواسازی
اولین عملکرد حنجره جلوگیری از ورود مواد غذایی به مجرای
تنفسی در طول بلع می باشد . این عمل اسفنکتری توسط چینهای هرمی - اپیگلوتی و
چینهای صوتی کاذب و حقیقی که با بالا رفتن حنجره همراه می
با شد صورت می گیرد و به همراه بسته شدن چاکنای می باشد .
به محض تماس غذا یا مایع با دیوار ه خلفی حلق سطح خلفی پشت
زبان و ستونهای لوزه ای تنفس خود به خود متوقف می گردد .
این نواحی از عصب زبانی - حلقی عصب می گیرند و توقف تنفس
نیز ناشی از رفلکسی است که عصب آوران آن عصب زبانی حلقی می باشد .
اهمیت بالا رفتن حنجره در کنترل فشار و عملکرد اسفنکتر
انگشتری - حلقی می با شد تا غذای مایع شده بتواند از مری عبور کند .
عملکرد حمایت کننده حنجره منجر به تنفس در طول بلع می گردد
.
رفلکس سرفه :
در صور تیکه ریزه های غذا به هر علتی وارد نای گردد بر اثر
رفلکس سرفه به خارج پرتاب می گردد . سرفه توسط یک انقباض قوی در چینهای
صوتی کاذب و حقیقی ایجاد میگردد و به دنبال یک دم سریع که
ناشی از پایین آمدن دیا فراگم می باشد صورت می گیرد .
سپس فشار هوا زیر چینهای نزدیک شده به یکدیگر که از بالا
آمدن دیافراگم حاصل می گردد ایجاد می شود و ما هیچه های شکمی به این فشار کمک کرده
تا زمانیکه چینهای صوتی ناگهان از یکدیگر دور شده و سرفه ایجاد می گردد .
2- تنظیم جریان هوا :
حنجره تنظیم کننده عبور هوا است و تنظیم عبور هوا در حنجره
به وسیله رفلکسهای تنظیم کننده فاصله بین دو چین صوتی صورت می گیرد .
حنجره به همین علت نقش مهمی در تعادل اسید و باز بدن به
وسیله احتباس یا خارج کردن دی اکسید کربن دارد .
3- ثابت نگه داشتن قفسه سینه :
با بسته شدن چاکنای قفسه سینه ثابت می گردد . این وضع نقش
مهمی در هنگام صعود یا نزول از ارتفاعات دارد و همچنین به هنگام زور زدن
( مثلا در موقع بلند کردن جسمی سنگین یا هل دادن یا
ادرارو مدفوع کردن و زایمان ) پس از یکدم عمیق چاکنای بسته می گردد و در نتیجه فشار
داخل قفسه سینه افزایش یافته و این فشار به ازدیاد فشار داخل حفره شکم که در اثر
انقباض عضلات دیواره شکم و دیافراگم ایجاد می گردد اضافه
می شود و شخص را قادر به انجام اعمال فوق الذکر می
نماید .
4- اعمال اسفنکتری حنجره :
حنجره به صورت یک اسفنکتر سه طبقه (فو قانی - میانی و
تحتانی ) عمل می کند .
طبقه فو قانی شامل : چین هرمی - اپیگلوتی است که
مهمترین بخش اسفنکتر حنجره می با شد .
طبقه میانی :شامل چینهای صوتی کاذب است این چینها در برابر
فشار هوا از پایین مقاومت می نماید و بصورت دریچه ای عمل می نمایدکه هوا را در سطح
پایین تر از خود محبوس نگاه می دارند این عمل به ازدیاد فشار داخل قفسه سینه کمک می
کند .
طبقه تحتانی : شامل چینهای صوتی حقیقی است . این چینها در
برابر فشارهایی که از بالا وارد می آیند مقاومت می کنند و علاوه بر این به صورت
کنترل شدهای فضای چاکنای را باز می کنند یا می بندند .
5- ارتعاش چینهای صوتی و آواسازی :
چینهای صوتی ساختاری لایه لایه دارند که هر یک از این لایه
ها اثری جدا گانه بر روی حرکت چینهای صوتی دارد .
این امر به تطابق لایه های مختلف و میزان کشیدگی چینهای
صوتی بستگی دارد . قبل از آواسازی چینهای صوتی از یکدیگر دور می گردند
هوا به درون ریه فرو می رود . این مرحله به مرحله تنفس پیش
از آواسازی معروف است . بازدم پیش از آواسازی زمانی صورت می گیرد که عضلات
دیافراگم و سایر ما هیچه های تنفسی آرام و شل می با شند .
چینهای صوتی قبل از آنکه هوای بازدمی به آنها برسد خیلی
سریع به یکدیگر نزدیک می گردند . در تولید نت ها ی با ارتفاع متوسط ماهیچه های میان
هرمی یک سوم خلفی غضروفی چینهای صوتی را به یکدیگر نزدیک می کند و فشار می دهد در
این زمان دو سوم قدامی هر یک از چینهای صوتی
بطور ملایم به یکدیگر نزدیک می گردند .
در تولید نتهای با ارتفاع متوسط ماهیچه های میان هرمی یک سوم خلفی غضروفی چینهای
صوتی را به
یکدیگر نزدیک می کند و فشار می دهد در این زمان دو سوم
قدامی هر یک از چینهای صوتی بطور ملایم به یکدیگر نزدیک می گردند .
با بوجود آمدن فشار هوا در زیر چاکنای چینهای صوتی از
پایین بطرف بالا از یکدیگر دور می گردد رها شدن هوا و عبور هوا منجر به یک کاهش
فشار در زیر چاکنای چینهای صوتی از پایین بطرف بالا از
یکدیگر دور می گردد رها شدن هوا و عبور هوا منجر به یک کاهش فشار در زیر چینهای
صوتی می گردد به نحوی که از پایین دوباره به یکدیگر نزدیک
می گردند . این اثر به قانون برنولی معروف است هر دوره ارتعاشی ازسه مرحله
تشکیل شده است :
1- مرحله آمادگی 
2- مرحله تماس و
نزدیک شدن چینهای صوتی
3- دور شدن چینهای صوتی بر اثر فشار هواترکیبی از فشار
هوای افزایش یابنده و اثر برنولی می تواند عامل بوجود
آورنده موج باشد . هنگامیکه چینهای صوتی با روش استروبوسکوپی از بالا دیده می گردند
در ناحیه میانی چینهای صوتی و در خط وسط موج شروع شده و به
اطراف حر کت می کند . هنگامیکه یک حالت شلی بین سطح پوشاننده و سطح
زیرین چین ها بوجود آید موج مخاطی تشکیل می گردد. موج
مخاطی درست شبیه حرکت موج در طول چینهای صوتی از زیر چینهای صوتی حرکت
می کند بطرف جلو و در طول چینها تا به سطح بالاتر و گوشه
های خارجی چینهای صوتی برسد و این روند حرکت درست شبیه به موجهای بوجود
آمده بر سطح در یا چه در هنگام پرتاب سنگ درون آب می باشد
. موج مخاطی معمولا در هماهنگی بالاتر فرکانسهای پایه یا اصلا دیده نمی گردد و
یا کم می باشد چون در ارتفاع بالا صوتی چینهای صوتی کشیده
هستند و تطابق بین لایه ها خیلی زیاد است .
فرضیه های تولید صوت :
دو عامل مهم در ارتعاش چیزهای صوتی وجود دارد .
اولین عامل : خاصیت ارتجاعی - عضلانی چینهای صوتی است .
دوم : عامل جریان هوا
خاصیت ارتجاعی - عضلانی چین ها ی صوتی شامل
عضلاتی که چینهای صوتی را می سازد یا سایر بافتهای غیر عضلانی که سازنده
چینهای صوتی می باشند در تغییر اندازه شکل و کشیدگی چینهای
صوتی موثر می باشند .
ارتجاعی بودن یک خاصیت مکانیکی است که بعد از اعمال
فشار بر چینهای صوتی آنها را به شکل اولیه شان بر می گرداند و کشیدگی نیز یکی دیگر
از خواص مکانیکی است که در برابر تغییر حالت چینهایصوتی توسط یک نیروی خارجی مقاومت
می کند . ایندو خاصیت مکانیکی و چگونگی تطابق لایه های مختلف چینهای صوتی با یکدیگر
الگوی ارتعاش را تعیین می کند و بر اثر تواتر و شدت صوت تولیدی اثر می گذارد .
دومین عامل موثر در ارتعاش چینهای صوتی عامل (فشار هوا و جریان
هوا ) می باشد .
تنظیم فشار زیر چاکنای وابسته است
به 1- نیروی سیستم تنفسی 2- تنظیم میزان نزدیک شدگی چینهای صوتی آنچه که
چینهای صوتی را در طول ارتعاش و آوا سازی باز می کند فشار زیر چینهای
صوتی می باشد .
ارتفاع و حجم صوت :
مدت زمانی را که یک دوره ارتعاشی طول می کشد تعیین کننده
تواتر پایه نت می باشد و بر اساس هرتز اندازه گرفته می گردد. میزان حجم هوا عبوری
نیز توسط چینهای صوتی تعیین می گردد اگر عدم کفایت چینهای
صوتی وجود داشته باشد صوت نفس آلود می گردد. ضعیف و سست شدن چینهای
صوتی در طول بخش غشایی بهمراه اندکی افزایش شکاف بین بخش
غضروفی منجر به ایجاد آشفتگی بیشتر صوتی هوا می گردد که این آشفتگی در
صوت قابل شنیدن است . میزان ارتعاش چینهای صوتی را تغییرات
طول و ضخامت و مقاومت در برابر فشار هوای زیر چاکنای تعیین می کند .
شیوه های ارتعاشی چینهای صوتی :
چندین شیوه ارتعاشی برای چینهای صوتی وجود دارد رایج ترین
شیوه همان است که در گفتار روزمره شنیده می گردد. تعبیر شیوه های ارتعاشی
عبارتند از :
صدای غژغژ / صدای زیر غیر طبیعی / صوت بسیار
بم / توانگ و گریه .
زمانیکه چینهای صوتی دچار ضایعه ای آسیب شناختی گردندشیوه
های ارتعاش ممکن است تغییر کند وحتی شیوه جدیدی در ارتعاش بوجود آید . برخی از این
شیوه های آسیب شناختی و نابهنجار عبارتند از :
نفس آلوده بودن صدا /خشونت صدا / لرزان بودن صدا
شیوه های خاص ارتعاش به وسیله بسیاری عوامل معین می گردد. برخی از آنها فیزیولوژیکی
برخی صوتی و برخی دیگر ادراکی می باشند .با تغییر یکی از
عوامل موجود در صوت ماهیت موج صوت بوجود آمده می تواند تغییر کند .
ویژگیهای صوت بهنجار:
ساده ترین تعریف صوت طبیعی آنست که بطور عادی و روزمره
شنیده می گردد برای رسیدن به این معیار قابل قبول صوت باید به اندازه کافی بلند
باشد تا شنیده گردد و متناسب با سن و جنس گوینده باشد .
یکنواخت خشن و یا نفس آلود نباشد . با میزان اصوات زمینه محیط متناسب باشد و خیلی
بلند نباشد و نیز از لحاظ تولید و تشدید نامعقول نباشد .
تجزیه و تحلیلهای صوتی پیچیده است اما اصول اولیه که تولید و رفتار موجهای صوتی را
کنترل می کند میتواند بطور ساده نشان داده گردد. در دنیای
فیزیکی انرژی لازمه و قوع هر چیزی می باشد و قابل تبدیل از صورتی به صورت دیگر
می باشد .ایجاد یک نت موسیقی نیازمند انرژی برای
فعال سازی یک مرتعش شوند ه و یک تشدید کننده برای ایجاد نتهای پایه می باشد . در نت
تولید شده از لحاظ درکی ویژگیهایی از قبیل ارتفاع
بلندی و کیفیت صوت وجود دارد . در صورتیکه از لحاظ فیزیکی اصطلاحات فوق
برابرند با تواتر
شدت و تشدید . هوا خروجی انرژی لازم را برای فعال سازی
ارتعاش حنجره و تولید موجهای صوتی که از مجاری صوتی می گذرد فراهم می کند .
ویژگیهای فیزیکی
امواج صوتی :
امواج صوتی تولید شده توسط مرتعش شونده ها از گازها جامدات
ومایعات می گذرند و یک ارتعاش اضافی در ساختارهای مجاور وفضاهای اطراف
ایجاد می کند . امواج صوتی بصورت موجهای طولی انتشار می
یابند و این ارتعاشات طولی از مناطق متناوب انبساط و انقباض تشکیل شده است .
در سیارات حرکت رفت و آمد ملکولها در جهت انتشار پدیده
صوتی است و بهمین سبب این نوع ارتعاشات را طولی می نامند . در جامدات انتشارات
عرضی هستند و عمود بر جهت انتشار دوره تناوب یک ارتعاش
عبارتند از زمان یک ارتعاش کامل . و تواتر یک ارتعاش تعداد دوره های کامل در
ثانیه ( واحد زمان ) می باشد . ارتعاشات لرزشهای منظمی در
عصب شنوایی ایجاد می کند که سبب احساس صوت موسیقی می گردد. انتقال صوت در
محیط هایی که متجانس هستند براحتی صورت می گیرد ولی در
اجسامی که ساختار متجانس ندارند نظیر رشته های پنبه ..... جذب می گردند .
خواص فیزیولوژیک صوت عبارتند از :
کیفیت صوت :
دو صوت را
می توان بر اساس شدت ار تفاع و طنین از یکدیگر تمیز داد آنچه که باعث
این تمیز می گردد کیفیت نامیده می شود .
شدت صوت :
از نقطه
نظر فیزیکی شدت عبارتست از مقدار انرژی که در واحد زمان از واحد سطح عمود
بر جهت شعاع صوتی بگذرد .
ار تفاع صوت :
علاوه بر شدت
کیفیت دیگری که دو صوت را از یکدیگرمتمایز می کند ارتفاع صوت نامیده می گردد.
این خاصیت باعث زیر بودن یا بم بودن صوت می گردد. ارتفاع
یک صوت با تواتر ارتعاش بستگی دارد.
طنین صوت :
آنچه که باعث تشخیص صوتهای
هم ارتفاع از یکدیگر می گردد طنین صوت نامیده می گردد که بستگی به طرز تولید دارد .
اختلاف بین طنین اصوات به پیچیدگی منحنی
ارتعاش صوت بستگی دارد و ساده ترین ارتعاش صوتی که بشکل منحنی منظم سینوسی دیده می
گردد در دیاپازون می باشد ارتفاع مرتعش شونده یعنی تعداد ارتعاشات کامل در واحد
زمان که به اندازه شکل و خاصیت ارتجاعی مرتعش شونده بستگی دارد . اگر عوامل فو ق
الذکر ثابت باقی ارتفاع هرگز تغییر نمی کند ودر صورت ادامه ارتعاش مرتعش شونده توان
ارتعاش فقط حجم صوت راتغییر می دهد . اصوات موسیقی اصواتی تناوبی می باشند و
الگوهای تکرار شونده دارند در صورتیکه نوفه غیر تناوبی بوده و مخلوطی از اصوات
نامنظم می باشد. یک شکل موج منظم و تنها و ساده همانگونه در دیاپازون تولید می گردد
صوت خام نامیده می شود و ساده ترین شکل ارتعاش است .
ویژگیهای صوت :
تواتر صوتی :
تواتر اصلی در صوت توسط طول و حجم و کشیدگی
چینهای صوتی بهمراه فشار زیر چاکنای تعیین می گردد. افزایش ارتعاش چینهای
صوتی با افزایش کشش یا کاهش حجم چینهای صوتی همراه می باشد .
آشفتگی ارتفاع ( جیتر) :
هنگامیکه دوره های ارتعاشی چینهای صوتی بطور متوالی از
لحاظ تواتر تغییر کند . همانگونه که تغییرات ارتفاع در یک مدت کوتاه در سیگنال صوتی
رخ می دهد . این پدیده را بنام آشفتگی ارتفاع یا
جیتر می نامند .این اصطلاح در تغییرات تواتر به علت تغییرات آگاهانه در تواترهای
پایه بکار میرود.
اگر چه پدیده جیتر در صوت افراد عادی نیز رخ می دهد ولی در
بیماران دچار گرفتگی صوت این تغییرات مشخص تر می باشد . اندازه گیری جیتر
در ارزیابی گرفتگی صوت و ناهنجاریهای حنجره ای مهم می باشد
.
تواتر پایه در گفتار :
بطور معمول سطح ارتفاع عادتی صوتی افراد به شرح زیر می
باشد : آقایان 128 هرتز خانمها 225 هرتز
کودکان 265 هرتز لوکسینگر و
آرنولد در سال 1965 عنوان کردند که کودکان و خانمها دارای
جثه کوچک تواتر پایه گفتاری حدود 300 هرتز دارند . در صورتیکه یک صوت بم
مردانه حدودا 100 هرتز می باشد .
سبکهای صوتی :
همانگونه که قبلا توضیح داده شد شکل طول و میزان ارتجاعی
بودن چینهای صوتی بطور پیوسته درتولید نتهایی با تواترهای مختلف موثر است .
بطور معمول سبکهای صوتی بر اساس الگوی ارتعاشی چینهای صوتی
و شاخصهای تولیدی صوت به صورت خیلی بم / صوت متوسط / صوت خیلی
زیر تقسیم می گردد . صوت خیلی بم که به عنوان صدا غژغژ
شناخته می گردد به وسیله شاخصهای زیر مشخص می گردد : یک مرحله بسته طولانی
در دوره ارتعاشی که آشکارا نشان دهنده بد استفاده کردن از
چینهای صوتی است و تواتر صوت تولیدی بین 20 تا 60 هرتز می باشد . سبک میانی
که به سبکهای سینه ای - میانی و سری تقسیم بندی می گردد.
در این سبک قسمت غشایی چینهای صوتی در هر مرحله بسته به یکدیگر نزدیک شده
ویک تماس کامل را ایجاد می کند . این سبکی است که بطور
معمول در گفتار استفاده می گردد. صوتهای بم با ارتعاش جداره های سینه همراه است و
بهمین دلیل آنرا سبک سینه ای می نامند . صوتهای زیر در
حفرات فوق حنجره تشدید می شوند بدینجهت آنرا صدایی که از سر می آید می نامند
.
در سبک صدای زیر غیر طبیعی دو سوم خلفی صوتی بسته می گردد
و ارتعاش در قسمت با ز 3/1 قدامی صورت می گیرد حنجره در این بین بالا
می رود و حلق کوتاه می گردد .
تولید صوت طبیعی :
شدت صوت : بلندی صوت بر اساس میزان جریان هوای تنفسی و
فشار زیر چاکنای تغییر می کند افزایش بلندی صوت توسط افزایش مقاومت چینهای
صوتی در برابر جریان هوا صورت می گیرد .فرای
در سال 1979 واحد دسی بل را برای شدت صوت انتخاب کرد و شدت متوسط گفتار محاوره ای
را
در 60 دسی بل ثبت نموده است در صورتیکه این میزان در طول
مدت گفتار صدا در سطح بلندی متوسط تقریبا 40-35 دسی بل و در طول مدت فریاد
زدن 75 دسی بل می باشد .
آشفتگی بلندی ( شمیر) :
آشفتگی بلندی به بی ثباتی شدت در یک زمان کوتاه اتلاق می
گردد اندازه گیریهای شمیر تغییرات شدت را در نت اصلی تعیین می کنند و اهمیت شمیر
در ادراک است .
نسبت هماهنگها به غیر هماهنگها :
صوت از امواج تکرار شونده و غیر تکرار شونده و تصادفی
تشکیل شده است اگر اجزا غیر تکرار شونده افزایش پیدا کند و جایگزین ساختار
هماهنگ گردد کیفیت خشونت در صوت ادراک می گردد.
تشدید صوت :
حداکثرتشدید صوت زمانی است که تواتر تشدید شونده با
دامنه طبیعی تواتر تشدید کننده برابر باشد این تواتر طبیعی بستگی به ویژگیهای
فیزیکی
تشدید کننده دارد . بدنه یک وسیله موسیقی تشدید کننده آنرا
تشکیل می دهد و ویژگیهای آهنگ را تعیین می کند . فضاهای فوق چاکنای و تحت آن
که پر از هوا می باشند سیستم تشدید کننده صوتی را تشکیل می
دهد . سینه و مجاری صوتی به عنوان یک تشدید کننده هماهنگی عمل می کند .
ارتفاع امواج صوتی تشدید شده بستگی به اندازه وشکل تشدید
کننده و جنسیت و حجم دیواره ها دارد . اگر سطوح صاف و کشیده باشند امواج منعکس
شده از لحاظ ارتفاع بلند تر خواهد بود نسبت به امواجی که
توسط سطوح شل عضلانی که جذب کننده می باشند تولید می گردند .
ارتفاع تشدید و حداکثر تشدید :
تشدید کننده ها یک تواتر طبیعی تشدید دارند . بدین معنی که
صوتی که تواتری هماهنگ با تواتر تشدید کننده دارد تقویت می گردد.
روش کاوش الکتریکی بافتها :
موجودات زنده غالبا اختلاف پتا نسیلها یی بسیار ضعیف که
بین 01% تا 0001% ولت است از خود ظاهر می سازند . بعلاوه در طی فعالیت اختلاف
پتانسیلهای مذکور تغییراتی با سرعت در حدود 0001% ثانیه از
خود نشان می دهند بنابراین مطالعه پتانسیلهای بیولوژیک مستلزم دارا بودن
ابزارهای مخصوصی است که این ابزارها شامل :
1- الکترودها رسانه هایی به منظور اندازه گیری
پتانسیل هستند که در تماس با پوست قرار می گیرند . 2- اسبابهای اندازه گیری کلیه
گالوانومترهای
حساس قادرند نیروهای الکتروموتوری را به مقداری که به
وسیله موجود زنده ایجاد می گردد کشف نمایند .ولی اغلب آنها حرکاتشان به قدری کند
است
که قادر نیستند از تغییرات سریع پتانسیلهای مزبور هنگام
فعالیت فیزیولوژیک پیروی نماید . در حال حاضر برای منظور فوق از اوسیلوگرافهای
الکترومانیتیک و انواع تغییر یافته آن استفاده می کنند .
برخی از ابزارهای اندازه گیری :
الکترومیوگرافی : تجسس پتانسیلهای فعالیت عضلانی در نزد
انسان مستلزم استعمال سوزنهای ظریفی است که شامل دو رسانای عایق پوش بوده و
آنها را در عضله فرو می برند . می توان پتانسیلهای
حاصله از یک فعالیت ارادی یا خود به خودی یا پاسخ الکتریکی به یک تحریک خارجی را که
غالبا خارجی است مورد مطالعه قرار دارد . کوچکی دامنه آنها
غالبا در حدود 50 میکروولت است ثبت چنین پتانسیلهای کوچکی بکار بردن تقویت
کننده افتراقی دیفرانسیل را ایجاب می نماید . اینگونه
تقویت کننده ها اختلاف پتانسیلهایی را که در موقع ورود فاز موافق دارند خیلی
کمتر از
پتانسیلهایی که در فاز مخالف یکدیگرند تقویت می نمایند .
در حالت انقباض سبک یک پتانسیل سبک یک پتانسیل یک یا دو فازه 400 تا 800
میکرو ولتی که 5 تا 10 هزارم ثانیه طول می کشد پدیده می
آید و با تواتر 5 تا 10 مرتبه در ثانیه تکرار می گردد.
منحنی ساده :
انقباض متوسط به وسیله عملکرد دو گانه و یک منحنی
بسیار غنی نمونه واسط می دهد . بالاخره انقبا ض حداکثر تولید یک منحنی را می کند که
باز
هم غنی تر است تا جایی که شناسایی پتانسیلهایی که در رشته
های عضلانی مختلف متفاوت است غیر ممکن می گردد .
الکترومیوگرام مرضی :
جنبه تجزیه و تحلیلی آن تجسس پتانسیلهای مرضی می باشد که
اصول آن عبارتند از : 1- پتانسیلهای فیبریلاسیون : دامنه آنها از 10 تا 200
میکروولت می باشد و زمان آن 1 تا 3 هزارم ثانیه می باشد و
دارای تواتری است که معولا کمتر از 10 عدد در ثانیه می باشد .این پتانسیلها ممکن
است به هنگام استراحت در یک عضله ظاهر گردد یا هنگام یک
امتحان کشف تحریکی که معمولا ظهور پتانسیلهای مزبور یکی از فواید مهم آنست
ایجاد گردد. این پتانسیلها به وسیله زمان نهانی که بزرگتر
از زمان نهان پاسخ طبیعی است مشخص شده اند و دارای دامنه ضعیف تری بوده و همچنین
دارای روش تکراری می باشند .
2- پتانسیلهای قطع عصب : فوق
العاده نادر هستند و فازه و غیر متقارن بوده و دامنه ای از 200 تا 1000
میکرو ولت دارا می باشند .
3- پتانسیلهای مربوط به دستجات
عضلانی : این پتانسیلها مربوط به دستجات عضلانی در کلینیک است که بطور غیر
منظم منقبض می گردند .
موضوع مورد بحث پتانسیلهای واحد
محرکه ایست که در حال استراحت ضربانی با تواتر 3 تا 15 در ثانیه دارند . اگر قطع
عصب کامل صورت گرفته باشد منحنی فقط فعالیتی را که از پتانسیلهای فیبریلاسیون نتیجه
شده نشان می دهد . اما اگر قطع جزیی باشد تنها یک منحنی ساده ظاهر خواهد شد .
هنگانی که رشته عضلانی مبتلاست پتانسیلها برای یک انقباض متوسط دارای دامنه کوچک و
بسیار متعدد می باشد .
کاربرد بالینی الکترو میوگرافی :
الکترومیوگرافی اطلاعات بسیار ارزنده ای در تمام انواع
ابتلائات واحد محرکه در یک نقطه غیر مشخص به ما می دهد . در بیماریهای مربوط به
اعصاب محیطی که نرون ثانویه را گرفتار کرده است یک منحنی
فقیر و پتانسیلهای فیبریلاسیون خود بخودی یا حاصل شده از تحریک نشان داده
می گردد. ضعف عضلات بصورت کاهش تدریجی دامنه
پتانسیلهای عضلانی در موقع انقباضات پیوسته یا به وسیله تحریک تکراری عصب مشخص
می گردد.
پتانسیل مراکز عصبی :
پیچیدگی بافت عصبی مطالعه الکتروفیزیولوژی آنرا مشکل می
سازد بنابراین عنصری که ایجاد پتانسیل عصبی می نماید در تمام مراکز دارای ساختمان
واحدی است و آن نرون می باشد که شامل جسم سلولی عصب و
زایده های سیتوپلاسمی یا دندریت و آکسون می باشد . جسم سلولی نسبت بخارج آن
در سظح الکتریکی 70- میلی ولت می باشد ولی گاهی این
پتانسیل نوسانی را نشان می دهد وقتی پتانسیل غشاء از نظر قدر مطلق به مقدار بحرانی
نزول پیدا می کند جریان فعالیت به شکل سر نیزه ای تشکیل می
گردد که در طول آکسون انتشار می یابد . مطالعه الکتروفیزولوژی مراکز عصبی بطور
عمده معطوف به نواحی زیر است :
قشر مخ : تشکیلات شبکه ای - سینا پسها که هم به وسیله
ساختمان و هم به وسیله خصوصیات تظاهرات الکتریکی آنها مشخص می گردند .
پتانسیلهای قشر مخ در سلولهای هرمی شکل جایگزین می باشند .
قاعده سلولهای مزبور بطرف عمق مغز چرخیده و از آنها اکسونهایی که دستجات
راههای حرکتی را بوجود می آورند خارج می شوند . سلولهای
مزبور منطقا در چندین ردیف تقسیم شده اند - و به علت چنین وضعی - و همچنین
همزمانی نوسانات پتانسیلهای آنها جریانهایی با دامنه کافی
که قابل مشاهده در سطح مخ می باشند بدست می آید و یا حتی می توان آنها را در سطح
خارجی جمجمه نیز مشاهده نمود. الکتروانسفالوگرافی
امواج الکتریکی مغز را می توان در انسان با قرار دادن الکترودهای کوچک پلاریزه
نشدنی
بر روی پوست جمجمه که چربی آن زایل گشته است بدست آورد .
پتانسیلهای امواج مغزی در حدود هزارم ولت می با شند بهمین
دلیل باید تقویت گردند تا بتوان آنها را ثبت نمود . در منحنی هایی که بدست می آید
می توان چند نوع موج را تشخیص داد :
-
1- امواج آلفا که تواتر آنها بین 8 تا 13 بار در ثانیه است
و دامنه ای از 50 تا 60 میکرو ولت دارند . این امواج در لب پس سری واضح تر از سایر
مناطق قابل مشاهده است .
-
2- امواج بتا که دامنه آنها در حدود 20 میکرو ولت است ولی
تواتر این امواج بیشتر و در حدود 17 تا 30 بار در ثانیه است . ناحیه کشف این امواج
در منطقه اطراف مرکزی می باشد . در نزد کودکان و در بعضی حالات مرضی امواج با تواتر
کمتر دیده می گردند که این حالات عبار تند از :
-
3- امواج تتا با فر کانس 4 تا 7 بار در ثانیه
-
4- امواج دلتا با فر کانس 4 تا 5/0 بار در ثانیه
الکترو انسفالو گرام برای تمام قسمتهای مغز یکسان نیست
بلکه هر ناحیه قشر مغز فعالیت مخصوصی را نشان می دهد .
تحت اثر تحریکات دستگاه های حسی دامنه امواج آلفا بطور
قابل ملاحظه ای تغییر می کند . کافی است به شخصی که قبلا در تاریکی نگه داشته شده
نوری ارائه کنیم تا مشاهده کنیم که دامنه نوسانات الکتریکی
کاهش یافته و بر تواتر آنها افزوده می گردد .
ریتم امواج الکترو انسفالو گرام در ابتدای کودکی در خواب
عمیق و همچنین در بیهوشی و لحظه از دست دادن شناسایی آهسته است .
بطور خلاصه الکترو انسفالو گرام انسان عادی که شامل کودک و
فرد در حالت خواب نیز می گردد با ریتم های زیر تظاهر پیدا می کند :
-
ریتم آلفا شخص بالغ طبیعی بیدار در حالت استراحت
(اکسی پیتال )
-
ریتم بتا شخص بالغ طبیعی بیدار در حالت فعالیت
(رلاندیک )
-
ریتم تتا کودک 18 ماهه تا 6 ساله و یا فرد بالغ طبیعی
در خواب سبک
-
ریتم دلتا کودک کمتر از 18 ماهه یا شخص بالغ طبیعی در
خواب عمیق
در برخی تغییرات مرضی E.E.G
تغییراتی را نشان می دهد که بر روی تواتر دامنه و شکل امواج اثر می گذارد . از
عوامل فوق الذکر تواتر از همه مهم تر است .
پتانسیلهای پوستی و غده ای :
غدد نیز تظاهرات الکتریکی بسیار مهمی را نشان می دهند . از
پوست جریانی از خارج بداخل عبور می کند قسمت عمده ای از جریان مزبور در نتیجه وجود
غدد پوستی می با شد و سلولهای ترشح کننده علت اصلی وجود نیرو های الکترو موتوری مشا
هده شده می با شند .
تشخیص ناهنجاریهای صوتی :
با ظهور و تکمبل آزمایشگاه صوت در طول یک ربع قرن گذشته یک
گسترش در تشخیص و درمان بیماریهای صوت بوجود آمد .
در سال 1970 میلادی فقط در سیراکوس و شیکاگو آزمایشگاه صوت
وجود داشت در صورتیکه اکنون فقط یکصد مرکز آزمایشگاهی در کانادا و ایالات
متحده امریکا وجود دارد .
تجزیه و تحلیل آواسازی بستگی به مطالعه سیستمهای تنفسی
حنجره و تو لیدی دارد . سیستم تنفسی نقش منبع قدرت را دارا می باشد و سیستم
حنجره ای نقش مرتعش شونده را ایفا می کند . سیستم
تولیدی بهمراه تشدید کننده ها به صوت شکل می دهد و صوت تولید می گردد .
نیرو هوا از سیستم تنفسی حاصل می گردد و به تبع تغییرات
سیستمهای حنجرهای می باشد . تطبیق و تنظیم مجاری صوتی باید توسط سیستم تولیدی
صورت گیرد .
سیستمهای فوق الذکر در آزمایشگاه های صوتی گوناگون در حال
مطالعه هستند و اکنون آزمایشگاه های صوت قادرند که اطلاعات گوناگونی در
زمینه های بصری شنیداری تنفس در اختیار ما قرار
دهند .
اندازه گیری عملکرد سیستم آوایی :
اندازه گیری عملکرد حنجره :
الف . تغییرات سطح چاکنای در طول یک دوره آواسازی چین های
صوتی : الگوی حرکتی چینهای صوتی بر فضای باز چاکنای اثر می گذارد و برای
ثبت این فضای باز روشهای مختلفی وجود دارد از قبیل :
استروبوسکوپی حنجره - استروبوسکوپی ویدئویی - عکسبرداری چاکنای - عکسبرداری
چاکنای با سرعت بسیار زیاد . موج نگار الکتریکی چاکنای
دوره ارتعاس چینهای صوتی با استفاده از کلیه روشهای فوق الذکر قابل محاسبه است
و از موج نگار الکتریکی حنجره نیز می توان برای مشاهده
مرحله بسته و مرحله باز دوره ارتعاش چینهای صوتی استفاده نمود . اندازه گیری مستقیم
اندازه گیریهایی هستند که با مشاهده چینهای صوتی همراه می
باشند .
استروبوسکوپی حنجره :
استروبوسکوپی یک تصویر بعدی از شی ء که بطور سریع و تکرار
شونده حرکت کند ایجاد می کند و حرکت آنرا خیلی آهسته و آرام نمایش می دهد.
این تصویر به وسیله اثر بقای تصویر در چشم بطور پیوسته و
متناوب ولی منظم برای بیننده به وجود می آید .بدین صورت که هر تصویر در شبکه
2/0 ثانیه بعد از بین رفتن تصویر باقی می ماند اگر این اصل
برای ارتعاش چینهای صوتی بکار رود ارتعاشات خیلی سریع چینهای صوتی ساکن یا
آهسته بنظر می رسد . اساس استروبوسکوپی نور استروسکوپی
نقاط مورد نظر در ارتعاش را روشن می سازد .همزمان تغییرات روشن سازی با
تواترارتعاش منجر به بروز یک وقفه در چینهای صوتی در هر
موقعیت دلخواه می گردد. و یک تصویر واضح از آواسازی به ما می دهد . تغییرات
اندک در میزان تغییرات روشن سازی در ارتباط با تواتر منجر
به یک حرکت آهسته می گردد زیرا هر تکانه نوری به موقع نشانگر یک مرحله متفاوت
از دوره ار تعاش می باشد معاینه توسط استروبوسکوپی یک روش
غیر مستقیم لارینگوسکوپی می باشد. اگر تواتر روشن سازی نور استروبوسکوپی
هم تواتر با ارتعاش چینهای صوتی باشد یک تصویر ثابت از
حرکت چینهای صوتی به ما می دهد . امواج صوتی در واحد کنترل کننده الکتریکی
تفکیک گشته و تقویت می گردد. تواتر پایه به وسیله
تکانه های الکتریکی به یک لامپ گزونون منتقل گشته و این لامپ یک روشنایی متناوب
متناسب با تواتر دریافتی می تاباند . بنابراین میزان
تکرار جرقه های نورانی پاسخی است به تواتر ارتعاشات چینهای صوتی . معاینه
استروبوسکوپی
از طریق لارینگوسکوپی غیر مستقیم میکروفون تماسی زیر حنجره
تواتر صوتی را به واحد کنترل کننده الکترونیک راست هدایت می کند و ا زآنجا
تواتر دریافتی به لامپ استروبوسکوپی منتقل می گردد. پرتو
نور توسط یک آینه پیشانی معمولی به آینه حلقی و پس از آن به حنجره هدایت می گردد.
در هنگامیکه آزمایش کننده برای آزمایش آماده می گردد یک
سیستم نوری الحاقی روشن سازی حنجره قبل از آوا سازی را انجام می دهد .در این
سیستم پدال پایی وجود دارد که یک تغییر زاویه مرحله ای در
جرقه های نورانی در ارتباط با تکانه های صوتی بوجود می آورد . به نحوی که یک
تصویر ثابت ا زچینهای صوتی در هر لحظه ارتعاش آنها را بدست
می آورد ویا حرکت آنها آهسته می گردد. وسایل اضافی دستگاه اجازه می دهد که
تغییرات تواتر و شدت بطور خودکار ثبت گردد تا بتوان
مطالعات مقایسه ای انجام داد یا اطلاعات را بایگانی کرد . تصاویر بدست آمده از
استروبوسکوپی اطلاعات عمومی درباره عملکرد چینهای صوتی و
توانایی بیمار در ثابت نگه داشتن یک ارتفاع ثابت را به ما می دهد . همچنین
اطلاعاتی در باره چینهای صوتی و مراحل تغییرات آنها در
دروره ارتعاشی در سطوح مختلف ارتفاع و شدت به ما می دهد . سنجش تغییرات مراحل
مختلف تصاویر در یک دوره کامل 360 درجه ارتعاش معیارهای
ظریف رفتار حنجره ای راتشریح می کند . معاینه استروبوسکوپی یک روش
غربالگری مفید و موثر و ساده برای ناهنجاریهای آسیب شناختی
و فیزیولوژیک می باشد . کاربردهای مهم این ابزار تشخیصی شامل تشخیص
بیماریهای عضوی تشخیص بین نئوپلاسمهای بدخیم و خوش
خیم و درجات مختلف فلجی حنجره و ارزیابی تغییرات آسیب شناختی در چینهای صوتی
می باشد . استروبوسکوپی ویدئویی ابزاری است که روز به روز
در کلینیکهای گوش و حلق و بینی بیشتر استفاده می گردد و اگر بخوبی از آن
استفاده گردد ابزار تحقیقی مفیدی می باشد این وسیله یک
تصویر آهسته از ارتعاش چینهای صوتی بوجود می آورد که به طریق ویدئویی قابل ثبت
است . این وسیله از یک لوله انعطاف پذیر دارای فیبر نوری
تشکیل شده که به وسیله آن می توان حنجره چینهای صوتی و سایر اندامهای گویایی را
مشاهده کرد و در صورت وصل به دوربین فیلمبرداری ویدئویی که
برای این کار طراحی شده است ارتعاشات چینهای صوتی و عملکرد سایر اندامهای
گویایی قابل ثبت است .علاوه بر ایجاد تصویری آهسته از
ارتعاش چینهای صوتی تواتر پایه صوت و بلندی خروجی را نیز اندازه گیری کرده و سایر
ویژگیهای شکل موج را بیان می کند .
عکسبرداری از چاکنای :
وسیله ای است برای ثبت ارتعاشات چینهای صوتی در این روش یک
نور شدید در محوطه چینهای صوتی قرار داده می گردد و این نور از چینهای
صوتی می گذرد و توسط یک سلول نورانی ثبت می گردد. امتیازات
این روش ارزان بودن -استفاده آسان و مورد اطمینان بودن نتایج است .
عکسبرداری با سرعت بسیار زیاد :
مطالعات مفصل تر در مورد ارتعاش چینهای صوتی نیازمند
استفاده از ثبت و عکسبرداری با سرعت بسیار زیاد است . گرفتن تصاویر متعدد در یک
زمان بسیار کوتاه یک فرصت مناسب و کافی برای مطالعه ارتعاش
چینهای صوتی در تواتر ها و شدتهای مختلف به ما می دهد . اساس عکسبرداری
با سرعت بسیار زیاد تصویرهای نامحدود که در هر دوره ارتعاش
می توان تهیه کرد با علامت بسیار دقیقی برای دوباره بازنمایی ترسیمی فراهم
می کند . عکسبرداری با سرعت بسیار زیاد مطالعات
مقایسه ای را تسهیل می کند . تجزیه و تحلیل این ارتعاشات اغلب اطلاعات ارزشمندی
درباره
چینهای صوتی انسان در اختیار قرار می دهد ولی هزینه بردار
است و وقت زیادی می برد . معاینه بیمار می تواند مطابق یک لارینگوسکوپی
غیر مستقیم در محل کار پزشک صورت می گیرد و دوربین باید به
دنبال حرکات آینه در گلو بیمار حرکت کند .این آیینه توسط معایینه کننده در گلو
بیمار با دست جایگزین می گردد و حنجره بدینصورت توسط
لارینگوسکوپی غیر مستقیم دیده می گردد. نور مستقیم یک آیینه مقعر بزرگ به آیینه
حنجره ای و چینهای صوتی هدایت می گردد و بدین ترتیب تصویر
حنجره به آیینه حنجره ای و از طریق سوراخ موجود در آیینه مقعر تصویر به یک
تجزیه کننده نور به دو قسمت تقسیم می کند منتقل می گردد.
10% تصویر بطرف چشم معاینه کننده و 90% باقی مانده بطرف دوربین هدایت می گردد.
دوربین روی محوری قرار دارد که بدین وسیله می تواند بدون
توجه به حرکات بیمار یا معاینه کننده روی حنجره متمرکز گردیده و تصویری ثابت بدهد.
سرعت تصویر برداری در حنجره از 1000 تا 5000 تصویر درمدت
یک ثانیه می تواند تغییر کند . این سرع با بکارگیری ابزارهای مخصوص تا
8000 کادر در ثانیه افزایش پیدا می کند . نمودار موج صوتی
می تواند روی فیلم ثبت گردد و این عمل به منظور تسهیل مقایسه بین تصویر بینایی
ارتعاشات چینهای صوتی و صوت حاصله می باشد . دوربین
بدو صورت می تواند توسط معاینه کننده کنترل گردد .1- کلید دستی 2- کلید پایی
ثبت ترسیمات عکسبرداری اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره
عملکرد حنجره می دهد . تجزیه و تحلیل یافته های حنجره اطلاعات مهمی به ما درباره
حرکت رنگ - بافت - و جنبش ساختارهای مختلف حنجره می دهد .
اغلب بین علایم صوتی نظری بیمار و یافته های عملی از حنجره در طول مدت
معاینه حنجره ای معمولی رابطه وجود دارد . بسیاری بیماران
با تغییرات شدید و یا متوسط صوتی مدارک قابل مشاهده اندکی در حنجره برای توضیح
این نابهنجاری نشان می دهند . در این قبیل موارد عکسبرداری
با سرعت بسیار بالا از حنجره اغلب آشکار کننده تغییرات فیزیولوژیک در الگو
ارتعاشی است که توضیحی می باشد برای تظاهرات صوتی .همچنین
ثابت شده است که این نوع معاینه اهمیت زیادی در تحقیقات پایه در فیزیولوژی
و آسیب شناسی حنجره دارد .
الکترومیوگرافی عضلات اندامهای گویایی :
انقباض در عضله اسکلتی با پتانسیل عمل در فیبرهای
عضلانی شروع می گردد این پتانسیل عمل جریانهای الکتریکی ایجاد می کند که به داخل
فیبرها انتشار یافته و در آنجا موجب آزاد شدن یونهای کلسیم
می گردد. هرنورون حرکتی از نخاع خارج می گردد معمولا به تعداد زیادی از
فیبرهای
عضلانی عصب می دهد و این تعداد بستگی به نوع عضله دارد .
تمام فیبرهای عضلانی که از یک فیبر عصبی حرکتی عصب گیری می کنند یک واحد
حرکتی نامیده می گردند . هر بار که یک پتانسیل عمل در طول
فیبر عضلانی عبور می کند بخش کوچکی از جریان الکتریکی در اطراف عضله پخش
شده و تا سطح پوست می رسد . در صورتیکه تعداد زیادی از
فیبرهای عضلانی بطور همزمان منقبض شوند مجموع پتانسیلهای الکتریکی در پوست
ممکن است بسیار زیاد گردند . برای سنجش میزان پتانسیل
ایجاد شده می توان از الکترودهای سوزنی شکل استفاده کرد این روش معمولا نسبت
به شیوه جایگزین الکترودهای تک قطبی ارزش کمتری دارد .
EMG در حنجره برای اولین بار توسط آندرسن بعنوان
یک ابزار تشخیصی مفید
معرفی گردید وی ابتدا برای ثبت پتانسیلهای واحد حرکتی از
یک روش غیر مستقیم جایگزینی استفاده کرد و بدین طریق mups
دامنه را بین 224
میکرو ولت تا 385 میکرو ولت ثبت کرد . این دامنه ها دامنه
هایی بودکه توسط الکترودهای سوزنی ثبت گردیده بود . وی همچنین دریافت که میانگین
طول مدت پتانسیل واحد حرکتی بین 5/3 تا 3/5
هزارم ثانیه می باشد و این طول مدت در عضلات صوتی مرکب کمتر است . حداکثر میزان
فعالیت
عضلات در طول مدت آواسازی با صدای بلند و سرفه مشاهده می
گردد. اندازه گیری فعالیت خود بخودی عضلات حنجره بدلیل عدم دست یافتن به
خاموشی مطلق - این ماهیچه ها دایما د رتنفس فعال هستند .
مشکل می باشد . فعالیت خود بخودی فیبریلاسیون و موجهای تیز مثبت بیشتر در عضلات
تحتانی مشاهده می گردد. موجهای خود بخودی الگوی موجهای
عضلات بدون عصب را دارا می باشند و معمولا بهمراه یک کاهش د ردامنه و تعداد
تکانه های ارادی پتانسیل حرکتی می باشند .
پتانسیلهای فیبریلاسیون پتانسیلهایی می باشند دو فازی بهمراه یک انحراف تیز مثبت
بین 50 تا 150
میکرو ولت و تغییر طول مدت از 5/0 تا 2 هزارم ثانیه .لرزش
به وسیله تغییرات دوره ای در دامنه و شدت واحد حرکتی مشخص می
گردد. در
ویژگیهای و شرایط آسیب شناختی عضلانی معمولا پتانسیل واحد
حرکتی کوچک بوده و دامنه کوتاه بوده و دامنه کوتاه و طول مدت نیز کم میباشد .
پتانسیلهای حرکتی با انتقال نانبهنجار و الگو شکل موج
طبیعی معمولا بهمراه بیماریهای مرکزی می باشد . روشهای مختلفی برای اندازه گیری
میزان
پتانسیل واحد حرکتی در عضلات حنجره وجود دارد یکی از این
روشها استفاده از الکترودهای سطحی می باشد که به علت فاصله میان صفحه حرکتی
تا الکترودها کمترین میزان درستی را د رمطالعه فعالیت
الکتریکی نشان می دهد . در پتانسیلهای حرکتی بیماریهای عضلانی طول مدت کوتاه می
گردد
و در قطع عصب طول مدت افزایش می یابد . فاز پتانسیل حرکتی
وابسته به پتانسیلهایی است که از خط پایه ثبت می گردد. افزایش زمان قابل قبول
پتانسیل حرکتی با این روش کوتاهتر از 100 میکروثانیه از
میانگین مدت زمان می باشد . حدود دامنه بلندی بهنجار معمولا بین 100تا 400
میکروولت می باشد و طول مدت ثبت شده بین 3 تا
6 هزارم ثانیه می باشد که این میزان با الگوفیبریلاسیون همپوشی زیادی دارد.
فعالیت های آسیب شناختی نابهنجار در شرایط آسیب شناختی و
غیر آسیب شناختی می تواند مشاهده گردد. تخلیه های دو فازی و تکرار شونده در
تواترها و دامنه های مختلف نشان دهنده بیماریهای عضلانی از
قبیل میوزیت - فلجیهای دوره ای - هیپرتیروئیدیسم و.... می تواند باشد .
EMG
حنجره ای وسیله ای است تشخیصی است جهت افتراق عدم
حرکت عضوی از عدم حرکت عصبی در حنجره . علل مکانیکی از قبیل التهاب مفصل
انگشتری - هرمی یا برقرار گرفتن مفصل انگشتری هرمی غالبا
EMG های طبیعی به همراه دارد . علل عصبی در ونزاد اغلب
نشانگر یک دامنه
فعالیت نابهنجار می باشند و معولا در اینحالت الگوی امواج
الگوی عضلات بی عصب می باشد . الگوی تداخلی کاهشی و برخی پتانسیلهای چند فازی
نشان دهنده یک عصبگیری دوباره است . الگوی بی عصبی ممکن
است در افرادی با ضایعات ساقه مغزی یا آسیب عصب راجعه حنجره ای -بعد از
جراحی تیروئید مری یا قفسه سینه یا ضربه به حنجره دیده
گردد. انجام EMG بطور متوالی در تشخیص
بهبودی می تواند موثر باشد چون بهبودی
الکتریکی پیش از بهبودی حرکتی چینهای صوتی صورت می گیرد .
فقدان حرکت عضله بهمراه وجود یک سیگنال نسبتا عادی می تواند نشانه الگوی
بهبودی باشد . EMG حنجره
می تواند در مطالعه روند بهبودی بعد از آسیب عصبی مفید باشد . هنگامیکه پتانسیل
حرکتی نابهنجار در حنجره
بصورت منظم آهسته و تکرار شونده باشد می توان
به فلج بالبار اسکلروز جانبی یا سیرنگومیلی شک کرد.
EMG
در تشخیص لرزش نیز می توان
موثر باشد اگر یک موج تکرار شونده و منظم از 4 تا 8 هرتز
وجود داشته باشد تشخیص لرزش داده می گردد. الکتروگلوتوگرافی موج نگاری
الکتریکی چاکنای روشی است برای ثبت ناحیه تماس چینهای صوتی
در طول مدت آوا سازی .
ب - اندازه گیری فشار هوای زیر چاکنای :
در تخمین شدت موج صوتی و تجزیه و تحلیل موج صوتی مقاومت
چینهای صوتی و فشارهای تنفسی مهم می باشند . فشارهای تنفسی ممکن است با
تکنیکهای مختللف نظیر بالون -مروی -سوراخ نایی یا به صورت
اندازه گیریهای غیر مستقیم از طریق اندازه گیری فشار داخل دهانی سنجیده گردد.
بالون مروی بدینصورت است که یک بالون از جنس لاتکس به
انتهای لوله ای که از طریق بینی داخل مری شده است متصل می گردد. بالون درمری
و زیر غضروف انگشتری جای می گیرد که توسط فیلمهای اشعه
ایکس قابل دیدن است . فشار در ناحیه زیر چاکنای از طریق غشا و ماهیچه های
متصل به پشت حلقه های نای به مری برگشت داده می گردد.
انتهای لوله که در مدخل بینی قرار دارد به یک مبدل فشار متصل می گردد و بدین وسیله
تغییرات فشاردر مری ثبت می گردد.
سوراخ نای :
روشی است که در این روش یک سوزن بین دو حلقه نای جایگزین
می گردد و در برابر جریان هوا قرار می گیرد . این سوزن به یک مبدل فشار
متصل می گردد و برای ثبت فشار هوای عبور کننده از چینهای
صوتی قرار دادن یک مبدل مینیاتوری در فضای زیر چاکنای است که تغییرات فشار
را ثبت می کند . هر دو روشها سوراخ نایی و مبدل مینیاتوری
نیازمند دقت زیاد در قرار دادن وسیله در جای خود و محدود کردن حرکات بیمار
می باشد. اندازه گیری فشار در تغییر نتایج -جریان
هوا مهم می باشد و هر جا که ممکن است باید انجام گردد. روش دیگر برای تخمین فشار
زیر
چاکنای اندازه گیری فشار داخل دهانی است که در واحد های پر
فشار انفجاری نظیر p و
b اندازه گیری می گردد. اصول این روش انست که در طول
مدت تولید این همخوانها فشار حفره دهان همان فشاری
است که در مجرای تنفسی وجود دارد در صورتیکه انسداد مشخصی در چینهای صوتی وجود
نداشته باشد در طول مدت تولید همخوانهای بی واک
چینهای صوتی ارتعاش ندارند و مرتعش نمی شوند بنابراین نباید ممانعتی در خروج جریان
هوا
از ریه وجود داشته باشد . بنابراین فشار عقب دهان همان
فشاری است که اگر چینهای صوتی به ارتعاش در می آمد بود . نقطه اوج فشارها در طول
مدت تولید همخوانها اندازه گیری می گردد و برای تخمین فشار
زیر چاکنای در طول مدت تولید اولیه واکه ها درهجا بکار می رود . فشار
معمولابر
اساس واحد پاسگال بیان می گردد.اندازه گیریهای به عمل آمده
ترکیبی از تاثیر حنجره و سیستم تنفسی می باشد فشارصوتی بر تنظیم فعالیت تنفسی
شدت آواسازی تواتر پایه آواسازی و نوع فعالیت چینهای صوتی
در آواسازی موثر است جریان هوا و شدت صوت می تواند برای تخمین کفایت
آواسازی بیمار به کار رود . کفایت صوتی به عنوان نسبت میان
قدرت صوتی به قدرت هوا پویا تعریف می گردد و به وسیله تقسیم شدت صوت یک
گفته بر میزان جریان هوا که برای تولید گفته لازم است بدست
می آید . مقیاس دیگر سطح فشار صوتی می باشد که به عنوان حداقل فشاری که برای
شروع آواسازی لازم است تعریف می گردد. تیتز نشان داد که
حداکثر جریان بهره باز بودن سرعت همه به ptp بستگی دارد
. میزان جریان هوایی
که از چاکنای می گذرد به یکسری عوامل مانند فشار زیر
چاکنای - سطح فشار صوتی - مقاومت چینهای صوتی در برابر ارتعاش و محدوده باز چاکنای
بستگی دارد. میزان جریان هوا با استفاده از یکسری وسایل
نظیر پنوموتاکوگراف -هات وایرآن مومتر و ماسک روتنبرگ ثبت گردد.
پنوموتاکوگراف :
وسیله ای است که برای اندازه گیری نسبت جریان هوا و حجم
هوا خروجی طراحی شده است . این دستگاه شامل یک پوشش تنفسی است که به
لوله ای متصل است و در این لوله یکسری از رشته های ظریف
نصب شده که هوا عبوری را می گیرد و در اثر عبور هوا ایجاد مقاومت الکتریکی
می نمایدمقاومت ایجاد شده در برابر تغییرات فشار به وسیله
مبدل اندازه گیری می گردد. هر چه جریان بیشتر باشد اختلاف فشار بیشتری ایجاد
می گردد . بنابراین اندازه گیریهای فشار می تواند
برای تخمین میزان جریا ن هوا بکار رود.علاوه بر پوشش تنفسی یک ثبت کننده جریان هوا
نیز
وجود دارد مبدل فشار گاز حجم هوا و جریان هوا را در دو
مسیر مختلف ثبت می کند . موج صوتی توسط یک میکروفون خازنی که نزدیک خروجی
پنوموتاکوگراف است بر روی یک نوار درسطح ثابتی که سومین
خروجی دستگاه است ثبت میگردد. سطح فشار صوتی را نیز میتوان توسط دستگاه
طیف نگار تواترهای شنیداری اندازه گرفت . اگر نمایش بصری
شدت صوت مورد نظر باشد امواج صوتی تقویت شده را می توان بر روی چهارمین
مسیر ثبت کرد . برخی روشها که ممکن است برای تخیمن صحت
تواتر پایه صوتی بکار رود عبارتند از :
-
1- تواتر صوتی پایه کم بسامد را می توان
از طریق شمارش نقاط اوج موج صوتی ترسیم شده بر روی صفحه ارتعاش نگار اندازه گیری
کرد . بدین منظور از یک میکروفون تماسی که بر روی پوست بالای نای قرار می گیرد می
توان استفاده کرد .
-
2-
تواتر پایه با بسامد متوسط را می توان توسط سرعت سنج الکترونیکی خودکار محاسبه کردامواج
صوتی بدست آمده توسط میکروفون تماسی می باشد .
-
3- کلیه تواترهای پایه را می توان تواسط طیف نگار صوتی بدست آورد. آنچه که از این
سه روش بدست می آید تخمین عملی صحیحی از تواتر پایه یک صوت می باشد . به منظور
انجام مطالعات ویژه می توان سیستمهای تکمیلی به این دستگاه اضافه نمود مثلا برای
اندازه گیری فشار زیر چاکنای یک سوزن شماره 16 را می توان وارد قسمت فوقانی نای زیر
سومین حلقه نای نمود.
فشار زیر چاکنای به یک مبدل فشار واز آنجا به یک تقویت
کننده منتقل می گردد و بر روی یک مسیر اضافی ثبت می گردد. موجهای فشار هوا
توسط
یک مبدل فشار بسیار کوچک مینیاتوری که در هر نقطه از سیستم
صوتی می توان آنرا بکار برد بدست می آید . بدینصورت که موجهای فشار هوا
توسط یک مبدل تبدیل می گردد و به وسیله یک تقویت کننده
اولیه با بهره بالا- یعنی ساندن 350- 270 تقویت می گردد و بر روی یک ثبت
کننده
چند منظوره ثبت می گردد. انجام صحیح این معاینات فشار در
مسیرهای تنفسی تحتانی برای فرد آزمایش کننده راحت نیست و معمولا نیز در ارزیابی
کلینیکی بکار نمی رود . مطالعات جریان هوا درباره عملکرد
حنجره نیازمند هیچ اقدام خاصی نیست و انجام آنها ساده و آسان است . معمولا یک
کاهش در میانگین میزان جریان هوا یا حجم هوا بیان کننده یک
نابهنجاری در ساختارهای حنجره است . در مقابل افزایش میانگین میزان جریان هوا
نشاندهنده یک ضعف در اجزای عصبی - عضلانی بهمراه یک خروج
نابهنجار در هوا می باشد . تغییرات میزان جریان هوا اطلاعات ارزشمندی در
رابطه با عملکرد حنجره و بیماریهای خاص حنجره نظیر
بیماریهای متغییر صوتی که بهمراه مشکلات روان تنی می باشد در اختیار ما قرار می دهد
.
میزان جریان حجم هوا و موج صوتی در طول مدت کشیدن واکه ها
در فردی با صوت عادی حجم کلی 3460 میلی لیتر ومیانگین جریان هوا 150
میلی لیتر در ثانیه و زمان آواسازی 1/23 ثانیه معمولا در
آقایان میزان جریان هوا بین 90 تا 175 میلی لیتر بر ثانیه می باشد . در صورتیکه در
خانمها این میزان بین 80 تا 160 میلی لیتر بر ثانیه می
باشد . در موارد آسیب شناختی این میزان بین 50 تا 150 میلی لیتر بر ثانیه متغییر
است .
معمولا افزایش در میزان جریان هوا در بیمارانی که در طول
مدت آوا سازی فضای چاکنای آنها به خوبی بسته نمی گردد دیده می شود . مثلا در
تومورها یا میاستنی گراو حنجره . یک
معیار تشخیصی دیگر سرعت خواندن شخص است معمولا سرعت بالا در خواندن بیمارانی که عصب
راجعه
حنجره آنها فلج است دیده می گردد. در صورتیکه سرعت پایین
در خواندن در افرادی که با زخم تماسی و یا کشیدگی عضلات حنجره دیده می گردد. همه
حجم هوا در طول مدت آواسازی ممتد در سطوح شدت و ارتفاع
ارائه شده تحلیل می رود و یک ارتباط بسیار مهم بین این حجم آوا سازی و ظرفیت
حیاتی وجود دارد همچنین ارتباط بین حجم آواسازی با میانگین
نسبت جریان mfr و حداکثر طول مدت آواسازی
mpt توسط معادله زیر نشان داده
می گردد:
pv=mfr*mpt
این معادله حداکثر زمان آواسازی را برای هر فرد نشان می
دهد و یک مقایسه بین حداکثر زمان آواسازی پیش آگهی شده و زمان آواسازی واقعی
بیمار صورت می گیرد به بسبت زمان آواسازی
pt منتهی می گردد که ممکن است به عنوان در
صد حجم عادی بیان گردد.
mpt
حقیقی = pt
یکی دیگر از مقایسات مهم که بیانگر صحیح عملکرد حنجره است سرعت صوتی است که
به میزان میانگین جریان نسبت
mpt
به ظرفیت حیاتی اشاره دارد :
vvt =mfr
v.c
ساده ترین مقیاس
کلینیکی جریان هوا بهره آواسازی می باشد که نشانگر نسبت
ظرفیت حیاتی به حداکثر زمان آواسازی می باشد .
pq=v.c
برای بدست آوردن این مقیاس یک تنفس سنج و یک
زمان سنج نیاز داریم.
m.p.t
بهر ه آوا سازی اطلاعـات مفید کلینیکی درباره عملکرد
نابهنجار در اختیار ما قرار می دهد ولی در مقایسه با میانگین نسبت جریان هوا یا
شاخص
سرعت صوتی حساسیت کمتری دارد . اندازه گیری های عوامل درباره
عملکرد صوتی اطلاعات مهمی به ما می دهد که این اطلاعات برای تعیین
عادتهای غلط صوتی و اینکه آیا جراحی صورت گیرد و یا روند
گفتار درمانی ادامه پیدا کند و برای اندازه گیریهای نواقص قبل از کارکرد پیشرفت
بعد از کارکرد بکار می رود . اعتبار و ارزش تشخیصی این روش ها
برا ی ارزیابی عملکرد حنجره اینست که معمولا بهبودی بیمار را قبل از حصول
بهبودی نشان می دهد . روشهای اندازه گیری عملکرد ریوی از تنفس
سنجهای گران قیمت تا پلتیسموگراف که یک حجم سنجی ساده توسط آب
می باشد متغییر است . تهویه نگار معمولا زمان تهویه
پایه و ظرفیت تنفسی حداکثر را ثبت می کند . به منظور اندازه گیری ظرفیت حیاتی و
برای
ثبت تغییرات تنفسی بر روی گالوانومترالکتریکی چند مسیره از
یکسری لوازم اضافی می توان استفاده کرد . این بررسی ظرفیت حیاتی برای ارزیابی
بیمارانی که دارای مشکلات صوت ناشی از عملکرد مکانیکی ریه و
قفسه سینه هستند می تواند استفاده گردد. بطور کلی حجم متغییر - حجم ذخیره
بازدمی ظرفیت دمی و ظرفیت حیاتی را می توان محاسبه کرد و این
محاسبات اطلاعات ارزشمندی در رابطه با عملکرد ریه ها در طول مدت تنفس
عادی در اختیار ما قرا ر می دهد . نتایج اندازه گیری ها
در افراد عادی با پیش گویی ظرفیت حیاتی از طریق فرمولهای بلدوین که عبارتند از :
ظرفیت حیاتی آقایان = (63/27-112/0 * سن ) * قد به سانتیمتر
ظرفیت حیاتی خانمها = ( 78/21-101/0*سن ) * قد
می تواند مقایسه گردد. تغییرات عمده در عملکرد ریه ها بر
پدیده های فشار هوا و میزان جریان هوا در سطح حنجره تاثیر می گذارد .
H.W.A :
یکی دیگر از وسایل اندازه گیری جریان هوا با پاسخ تواتری بالا
می باشد . اساس کار این دستگاه بدینصورت است که هنگام عبور هوا درجه حرارت
سیستم کم می گردد و این باعث تغییر در مقاومت سیم و تغییر
ولتاژ عبوری از سیم می گردد. H.W.A خیلی حساس به تغییرات
دما می باشد و باید
حرارت محیط اثری روی آن نداشته باشد .
ماسک روتنبرگ :
وسیله دیگری است برای اندازه گیری میزان جریا ن هوا و ثبت
دقیق و سریع تغییرات جریان هوا در طول مدت یک دوره کامل ارتعاش چینهای صوتی
که این تغییرات را تا تواتر 2000 هرتز ثبت می توان کرد . ممکن
است این وسیله را به عنوان شکل تغییر یافتع پنوموتاکوگراف در نظر گرفت .
جریانهای هوا که با ماسک رتنبرگ ثبت می گردد جریانهایی است که
از چاکنای می گذرد و مجاری تشدید کننده روی ان اثر می گذارد . بنابراین برای
اینکه دستگاه تخمینی در مورد حجم هوا عبوری از چینهای صوتی به
ما بدهد این جریان باید تصفیه گردد و اثرات تشدیدی از آن مجزا گردد. میزان
متوسط عبور جریان هوا در طول مدت آوا سازی با هریک از
روشهای فوق الذکر قابل اندازه گیری است و این سنجش بطور غیر مستقیم کفایت
آواسازی را می سنجد . اگر چه ارزیابی بهتر کفایت صوتی از طریق
اندازه گیری فشار زیر چاکنای و شدت صوتی که به جریان هوا افزوده می گردد
می باشد . بیماران با مشکلات آواسازی تغییراتی در میانگین
میزان جریان هوا نشان می دهند . مخصوصا قبل و بعد از دوره درمان نقطه اوج جریان
هوا حداکثر میزان جریان هوا در طول یک دوره است در صورتیکه
حداقل آن در هنگام بسته شدن چینهای صوتی است .
مطالعات شنیداری :
تمام ارزیابیهای صوتی اطلاعاتی درباره اندامها گویایی به ما
می دهند مثلا بررسیهای موسوم تجزیه و تحلیل صوتی صدا اطلاعات اولیه صحیحی
درباره نقص عادتها ی صوتی یا تغییرات آسیب شناختی در حنجره می
دهد . حتی تغییرات جزیی در الگوی ارتعاشی بهمراه تغییرات فشار در چاکنای
در صوت بروز می کند و در موج صوتی آشفتگی ایجاد می کند . صدای
فرد در مطالعات شنیداری باید در یک اتاق ضد ثبت گردد و از صحت تجزیه
و تحلیل صوتی باید اطمینان حاصل کرد . در مطالعات شنیداری
نکات زیر را باید در نظر گرفت :
-
1- ارزیابیهای عادتی صوتی فرد که باید شامل گفتار
خود به خود بیمار باشد .
-
2- عملکرد حنجره توسط تولید و کشش
واکه ها نشان داده می گردد. بهمین دلیل باید به ثبت واکه ها پرداخت بدینصورت که
هر واکه باید به مدت چند ثانیه در یک ارتفاع و بلندی متوسط تولید گردد .
-
3- تعیین پایین ترین تواتر و بالاترین تواتر که لازمه ارزیابی و تعیین
محدوده ارتفاع است .
-
4 -سنجش میزان توانایی موسیقایی فرد که
برای نیل به این هدف باید آواز بخواند .
-
5- در آخرین مرحله بیمار با صدای بلند
یک متن توضیحی انتخاب شده که شامل همه اجزا عمده اصوات گفتاری است را بخواند .
وسایل بکار برده شده در این روش نظیر ضبط صوت که از وسایل اصلی برای تجزیه و
تحلیل صوتی صحیح و دقیق می باشند باید بهره بالایی داشته باشند تا بتوان ارتفاع
صوتی عادتی بیمار و محدوده صوتی وی را ارزیابی نمود . در ایجاد ارتفاع بالای
نابهنجار در صوت عامل روان -تنی موثر است و غالبا ارتفاع پایین در صوت نشانگر
یک افزایش در حجم چینهای صوتی بدلیل التهاب- عفونت - نئوپلاسم و سایر تغییرات
عضوی می باشد و یا ممکن است ناشی تقلید از تمایلات فرهنگی واجتماعی باشد . ولی
بلندی صوت بطور مستقیم به عادتهای صوتی فرد و بیماریهای صوتی ارتباط دارد . صوت
با شدت پایین ممکن است ناشی از بد استفاده کردن طولانی مدت و یا استفاده بیش از
حد از چینهای صوتی باشد .
موج نگار الکتریکی چاکنای :
روشی است که بطور کلینیکی عملکرد سطح تماس چینهای صوتی را در
طول مدت آوا سازی و ارتعاش نشان می دهد . این وسیله برای اولین بار در
سال 1960 و بعدها در دهه های 70 در سرتا سر جها ن بعنوان یک
ابزار تحقیقی و یک وسیله ارزیابی بالینی مورد استفاده قرار گرفت . موج نگار
الکتریکی چاکنای که در سال 1971 توسط فورسین و ابرتون
طراحی گردید وسیله ای بود که بطور عملی بسته شدن چینهای صوتی را نمایش
می داد و مبنایی برای اندازه گیری ارتعاش چینهای صوتی در طول
مدت آوا سازی بود .اساس کار این دستگاه بدین صورت است که دو الکترود روی
سطح پوست گردن گوینده در سطح حنجره قرار داده می شود هر
الکترود از یک صفحه داخلی از جنس طلا تشکیل شده است که توسط یک محافظ
خارجی احاطه گریده است و این الکترود ها توسط یک گردنبند
ارتجاعی نگه داشته می گردد. موج نگار چاکنای نشان دهنده القائات الکتریکی متفاوت
بین الکترودها در زمانیکه یک جریان ثابت بین الکترودها برقرار
میگردد می باشد . بدینصورت که وقتی چینهای صوتی در تماس با یکدیگر باشند
حداکثر جریان وجود دارد و هنگامیکه چینهای صوتی از یکدیگر دور
می باشند حداقل جریان که این بر اساس قابلیت هدایت الکتریکی بافتهای بدن
انسان می باشد . بطور کلی بدن انسان بر حسب اینکه جریان چگونه
به شخص وارد و از آن خارج می گردد یعنی بر حسب ناحیه پوستی که الکترودها
بر روی آن قرار دارند فاصله و ابعاد الکترودهای مزبور ماهیت
مایعی که آنها را آغشته کرد و در در جه خیس شدن آنها مقاومتهای کاملا متفاوتی را
نشان می دهد . با وجود این حتی برای شرایط معلوم و معین
مقاومت بدن متحمل تغییرات اصولی خواهد شد که به دو دسته می باشد :
دسته اول : تغییراتی که هنگام عبور جریان ایجاد می گردد.
دسته دوم : تغییراتی که توام با تغییر نیروی الکتروموتوری
منبع جریان می باشد .زمانیکه نیروی الکتروموتوری ثابتی را به بدن شخص واردمی کند
شدت با گذشت زمان بتدریج افزایش می یابد . بطور کلی مقاومت
بدن انسان مقداری نامشخص است که بزرگترین میزان این مقاومت در سطح پوست
می باشد . دو گروه مقاومت در بدن انسان می توان در نظر گرفت
بدینصورت مقاومتی که می توان در لحظه وصل جریان بدست آورد مقاومت ابتدایی
نامیده می گردد و نشانگر مجموع مقاومتهای مختلف اعضای متشکله
بدن است که ظرفیت پلاریزاسیون در آن نقشی ندارد و مقاومت کلی که با استفاده
از جریان پیوسته بدست آمده و عبارتست از مجموع مقاومتهای
اعضای متشکله بدن که شامل مقاومت غشا های فرضی است که جایگاه پدیده های
پلاریزاسیون نیز می باشد . بسته شدن چینهای صوتی موج اصلی
القایی در هر دوره ارتعاش را تشکیل می دهد در صورت عادی بسته شدن چینهای
صوتی بسیار سریعتر است تا باز شدن این چینها و این رویداد به
عنوان اثر مستقیم قانون - برنولی شناخته می گردد و این بسته شدن سریع از لبه
های پایینی چینها شروع می گردد و به سمت بالا ادامه پیدا می
کند و به عنوان عملکرد فشار زیر چاکنای و خواص طبیعی سیستم ارتعاشی که شامل
چینهای ارتجاعی صوتی است شناخته می شود . در آزمایشگاه افزایش
جریان بین الکترودها به عنوان تغییر مثبت در نقاط عمودی طرح ریزی شده
است و نشانگر بیشتر شدن سطح تماس چینهای صوتی می باشد . در
گفتار هنگام تولید اصوات واکدار یا در خواندن نت های با ارتفاع متفاوت چینهای
صوتی مرتعش می گردند و این ارتعاش در شکل موج القایی حنجره
بصورت نیم تناوبهایی ظاهر می گردد.
شکل موج LX در گفتار عادی :
در گفتار عادی هر بسته شدن چینها یک موج اصلی از القای صوتی
ایجاد می کند اما واگذاری و بی واکی در این مراحل اثراتی دارد . زمان بین بسته
شدنهای منظم چینها ی صوتی یک اندازه گیری مستقیم از زمان
تناوب القا را ارائه می که که tx نامیده می شود . یک
گوینده می تواند در پایین ترین
حد ارتفاع صوت بسیار بم یا غژغژ را بکار ببرد و این زمانی است
که چینهای صوتی شل و کلفت هستند ومیزان جریان هوا کم می باشد . در بالاترین
حد ارتفاع صوت بسیار زیر تولید می گردد که در این زمان سطح
تماس چینهای صوتی در قسمت لبه فوقانی می باشد . صدای بسیا رزیر و صوت
بسیا ربم محدوده های بالایی و پایینی صوت سبک میانی می باشند
. در همه گویندگان حنجره در سطح عمودی حرکت می کند و این تغییرات در شکل
موج القایی منعکس می گردد. در صورتیکه مرحله باز افزایش پیدا
کند در جاتی از سروصدا و کیفیت نفس الود در طول آوا سازی مشاهد ه می گردد.
کیفیت صوت نفس آلود همیشه یک شکل موج القایی ثابت ندارد چون
چینهای صوتی حتی بدون تماس با یکدیگر نیز می توانند ارتعاش پیدا کننددر این
موارد افزایش در میزان جریان بین الکترودها وجود نخواهد داشت
چون تغییری در سطح تماس بافت نرم وجود ندارد بنابر این موجی نیز بوجود
نخواهد آمد . فقط زمانی دیده می گردد که صوت نفس آلود تماس
چینهای صوتی را بدنبال داشته باشد . فورسین در سال 1981 وجود این کیفیت در
صوت را بعنوان نفس آلود بودن شدید صوت عنوان کرد و این نوع
ارتعاش با نقاط اوج کوچک در طول بهمراه افزایش مرحله باز بودن مشخص
می گردد که اجازه می دهد تا هوا بیشتر خارج گرد د .
علاوه بر مقیاسها بعضی از نسبتها و معیارها نیز در اندازه گیری ها بکار می روند که
عبارتند
از :
الف - 1- نسبت بین مرحله باز و مرحله بسته
op/cp
2 - نسبت بین مرحله بسته و مرحله باز
cp/op
ب - به عنوان یک بهره که در صدی است از دوره معمولی
زمان تناوب القایی که برای مرحله باز و یا بسته وجود دارد بدینصورت :
1- بهره باز بودن
( OQ=(OP*100
TX
2- بهره بسته بودن
CQ=(CP *100
TX
آنچه که در مجموع اطلاعات باید به آن توجه کرد قرار گیری صحیح
الکترودها و گردنبند ارتجاعی عامل اصلی در اطمینان از شکل موج خروجی
می باشد و قرار گیری صحیح عوامل فوق الذکر به این صورت است که
در تولید واکه ها توسط شخص حداکثر دامنه باید وجود داشته باشد . گردنبند
نه آنقدر باید سفت گردد که مزاحم شخص گوینده باشد و نه آنقد
رشل که یک تماس مناسب بر روی پوست ایجاد نگردد. LX
معمولا به وسیله خروجی
فشار گفتار SP توسط میکروفون بر
روی ضبط صوت استریو ثبت می گردد . انتخاب ابزار مناسب برای جلوگیری از آشفتگی شکل
موج بسیار دارای
اهمیت است و در صورت بروز آشفتگی در شکل موج می توان دلایل
زیر را در نظر گرفت :
-
1- عدم کفایت پاسخ تواتر ضبط صوت
-
2- عدم کفایت پاسخ تواتری نوار کاست
-
3- عدم کفایت پاسخ تواتری میکروفون
-
4- ویژگیهای نامناسب میکروفون
-
5- استفاده از حذف کننده نوفه
-
6- استفاده از کنترل کننده خودکا رسطح
A.L.C
-
7- استفاده از میکروفون که
داخلی ضبط صوت است از تعدادی از اثرات عوامل فوق می توان جلوگیری کرد اما اثرات هوم
که توسط استفاده موج نگارچاکنای و ضبط صوت از منبع نیرو ایجاد می گردد باعث
تغییراتی در حالت شکل موج ثبت گردیده می گردد چون بطور مستقیم یا منبع الکتریکی
در ارتباط است . یک منبع نیرو تواتری بین 50 تا 150 هرتز می تواند داشته باشد و
اگر نشت داشته باشد در روند ثبت اثر می گذارد و به مجموع اطلاعات ثبت شده اضافه
می گردد و بطور کلی شکل موج را خراب می کند . بهمین منظور باطریهای دستگاه از
زمان کارکرد دستگاه باید بیشتر کا ر کند و از نوع قابل شارژ باشد . هنگامیکه
تغییرات شکل موج -موج نگار چاکنای دوره به دوره و جزبه جز بررسی می گردد می
توان اثرات اختلال را در مجموع اطلاعات در نظر گرفت قبل از آنکه شکل موج LX
تغییر کند . یکی دیگر از عواملی که سبب اختلال در موج خروجی می گردد ضبط دوباره
روی نوار کاست معمولی یا نوار ریل می باشد اما این مشکل در ماشینهای نوار
شنوایی دیجیتال از بین رفته است . بیشترین اختلال در شکل موج در اثر
عوامل فوق الذکر در خروجی موج نگار الکتریکی حنجره در گویندگان با FX پایین
یعنی مردان جوان روی می دهد . برای اصلاح مراحل بالا می توان از یک گردن مصنوعی
که توسط تحریکات الکتریکی تحریک می گردد استفاده کرد . این گردن مصنوعی وسیله
معیار بندی دستگاه می باشد و بطور الکتریکی کانداکتانس چینهای صوتی را بوجود
آورد . توسط گردن مصنوعی موج زشتی برای موج نگار حنجره تولید می گردد همانند
آنچه که از ارتعاش چینهای صوتی حاصل می گردد. اختلال در هر مرحله بر شکل
موج ضربانی تاثیر خواهد گذاشت .

روشهای EGG:
اطلاعات از EGG به
صورتهای گوناگون می تواند پردازش گردد آنچه که عموما استفاده می گردد و بنظر می رسد
که در ارزیابی شکل موج تاثیر
دارد LX می باشد . برای بدست
آوردن اطلاعات بصورت عملی - اندازه گیریهای طول مدت و دامنه در قسمتهای مختلف موج
EGG حتی می تواند
با کمک یک خط کش صورت گیرد . آنچه که عموما در اندازه گیری ها
استفاده می گردد زمان بسته شدن چاکنای یا مرحله بسته شدن CP
می باشد .
همانگونه که قبلا توضیح داده شد اطلاعات اغلب بصورت میزان
بهره عنوان می گردد مثلا بهره باز بودن که یعنی زمان باز بودن چاکنای تقسیم بر
زمان کل دوره و یا ممکن است روند اندازه گیری و محاسبه توسط
کامپیوتر انجام گردد. کامپیوترها همچنین ممکن است در تشخیص بین تفاوتها ی
موج نگارهای چاکنایی که نشان دهنده سرعت تغییر سطح تماس
چینهای صوتی می باشند بکار روند . با افزایش اطمینان بر صحت اطلاعات بدست
آمده از طریق موج نگار الکتریکی چاکنای تعدادی از صاحبنظران
برآن برآمدند که سایر روشهای اندازه گیری نظیر ویدئو استروبوسکوپی -
عکسبرداری از چاکنای PGG تصویر
برداری توسط اشعه خشک را با EGG همراه کنند. اخیرا
تیتز یک روش جالب درباره انطباق عکسبرداری از
چاکنای با EGG پیشنها
د نمود که در این روش شکل موجهای ارتعاشی چاکنای از کامپیوتر بدست می آید و برنامه
داده شده به کامپیوتر تصور
چاکنای به وسیله پردازش موجهای خارجی نامیده می گردد که علامت
اختصاری آن GLIMPES می باشد . این برنامه یکسری
معیارهای آوایی
بوجود می آورد که از آن د رتوصیف کیفیت صوت با سه عنوان نفس
آلود - طبیعی - تحت فشا ر استفاده می گردد.
محدودیتهای روش EGG :
اگر فرض ما این باشد که بدست آوردن منحنی های صحیح
EGG بسیار ساده است در اینصورت اگاهی ما از محدودیتهای
روش در تغییر نتایج ضعیف
می باشد. قرارگیری الکترودها بسیار حساس است زیرا در جلوی
غضروف در قی باید قرار گیرد و فاصله انها از یکدیگر و پوست بسیا رتعیین کننده
می باشد همچنین مقاومت الکتریکی الکترودها ی پوستی حتی
الامکان باتمیز کردن پوست و آغشته کردن پوست به وسیله ژل هدایت کننده و بخوبی
قرار دادن الکترودها روی پوست باید پایین آورده گردد. در برخی
خانمها بدست آوردن یک منحنی EGG صحیح امکان پذیر نیست
بدلیل :
فقط حدود 1 درصد امپدانس کل بدست آمده از طریق گردن به منحنی
های ارتعاشی چاکنای تبدیل می گردد. حرکات سرویا تغییر مکان حنجره در روی
محور عمودی ممکن است امواج کاذبی را ایجاد کند . علت دیگر
بوجود آمدن موج کاذب می تواند پاسخ عملکرد بافتها در برابر میکروفون باشد ولی
این احتمال بنظر می رسد ک اشتباه باشد چون در نتایج تجربی
مختلف از قبیل القا مجاری صوتی به وسیله یک محرک الکتریکی و آواسازی در هلیوم
علیرغم تغییرات بسیار زیاد در امواج فشار صوتی تغییرات در موج
EGGبه وجود نیامده . علاوه بر این تغییرات مکانیکی تماس
بین چینهای صوتی
باعث تغییرات امپدانس چاکنای حتی در غیاب آواسازی می گردد.
ترسیمات EGG در مورد سبکهای
صوتی :
شکل موج EGG بر اساس سبک صوتی
تغییر می کند چون تولید هر سبک صوتی روش و ویژگیهای خاص خود را دارا می باشد . در
سبک بسیار
بم معمولا دو القا و مراحل بسته طولانی دیده می گردد.
سبک میانی :
در موج نگار الکتریکی حنجره بصورت یک مرحله بسته گرد نشان
داده می گردد .
بررسی کیفیت صوت توسط EGG:
عقاید در باره کیفیت صوت بسیار متفاوت است اما آنچه
همگان بر آن توافق دارند آنست که اندازه گیریهای طول مدت مرحله باز دوره چاکنای
دامنه
ارتعاش و سرعت بسته شدن که نمی تواند بطور کامل توسطEGG
تفسیر گردد برای کیفیت صوت بسیا رمهم است . براساس مطالعات EGG
که
توسط سوپکو در بیش از 2000 مورد مختلف انجام گرفت نتایجی بدست
آمد که عبارتند از :
برخی از شدتهای صوتی اساسا باعث افزایش در دامنه ارتعاشی
EGG می گردد. گرفتگی صوت از نوع پر کاری با وجود یک
کیفیت کشیده صوتی
دامنه های EGG اغلب کوچک و
نامنظم بوده و دوره های بسته طولانی دیده می گردد. اساسا در کیفیت فشرده یا کشیده
در صوت بالا رفتن شدت
صوتی باعث افزایش دامنه های EGGنمی
گردد . گرفتگی صوت از نوع کم کار ی باعث ایجاد یک کیفیت صوتی شل می گردد و حالت موج
EGG
اغلب یکنواخت و صاف و در شدتهای پایین سینوسی می باشد . سو
پکو پیشنهاد می کند که در گرفتگی های صوت از نوع عملکرد ی دامنه های
تولید شده نمی تواند برای مقایسه بین افراد بکار رود زیرا
دامنه های EGG بستگی به ضخامت بافتهای نرم گردن دارد
.برای فائق آمدن بر این
مشکل پلینتر طول مدت و دامنه امواج EGG
را برابر فرض کرد تا ضخامت بافتها را در شکل موج از بین ببرد نقطه اوج همیشه حداکثر
میزان تماس
چینهای صوتی و بسته بودن کامل چاکنای را نشان نمی دهد . چلیدز
دریافت که در برخی از صوتهای نفس آلود خاص حالتهای موج EGG
مشابه
با حالت صداهایی است که در آنها فضای چاکنای بطور کامل بسته
می گردد. علاوه بر این در تعریف لحظات بسته و باز شدن در دوره
EGG
ابهاماتی وجود دارد . اندازه گیری طول مدت مرحله بسته در
مطالعات تکمیلی EGG ممکن است مشکل باشد . بیشترین مشکلات
در اندازه گیری
مرحله بسته در نظر گرفتن یک نقطه در سرازیری
EGG به عنوان مرحله بسته یا در نظر گرفتن یک لحظه برا ی
باز شن چاکنای می باشد .تعدادی
از صاحبنظران خم شدگی در سرازیری مرحله باز
EGG را به عنوان لحظه باز شدن عنوان کرده اند اما این خم
شدگی در هر موج نگار الکتریکی
چاکنای وجود ندارد . نامنظمیها در سرازیری موج ممکن است جلوه
های کاذب از گسیختگی های ناگهانی به دلیل وجود برجستگیهای مخاطی یا پولیپی
و گره باشد . با افزایش سهولت کاربرد کامپیوتر تجزیه و
تحلیلهای الکترونیکی حالتهای موج EGG بسیار دقیق
تر گشته است . محاسبه بهره ها
بین قسمتهای مختلف موج و دوره ارتعاشی کامل یک روش
متداول ایجاد معیارها خواهد بود که باسایر کیفیتها در صوت بستگی دارد . در مطالعاتی
که بر روی تعدادی از افراد توسط لکلوس به عمل آمد بهره بسته
شدن در سبک سینه ای 32/0 و در صورت بسیار زیر 12/0 بدست آمد . در صوت
با ارتفاع کم و زیاد بهره باز شدن بین 63/0 تا 77/0 متغییر می
باشد . این میزان در شدتهای زیاد و کم بین 83/0 تا 7/0 متغییر است . افزایش
در بهره باز شدن با افزایش ارتفاع صوت همراه می باشد . هانسون
دریافت که بهره باز بودن برای تشخیص آوا سازی آسیب شناختی از صوت
عادی قابل استفاده است اما برای افتراق میان ضایعات مختلف
مفید نمی باشد . برای جلوگیری از اشتباهات اندازه گیری برخی صاحبنظران از نظر
ریاضی بهرههای کلی را تعریف کرده اند که براحتی می تواند
اندازه گیری گردد و توسط کامپیوتر میانگین گرفته گردد. یک صورت از بهر ه باز بودن
B نامیده می گردد که از
تقسیم تناوب چاکنای به وسیله یک خط افقی بدو قسمت مثبت و منفی با سطح مساوی بدست می
آید . در محاسبات قسمت
خطی همانند مرحله باز ترسیم می گردد و به دوره کامل و
بهره B تقسیم می گردد. در کاربردهای کلینیکی و در
صورتهای کشیده B تمایل به پایین
بودن دارد در صورتیکه در کم کاری و کیفیت شل چینها ی صوتی
B افزایش می یابد.معیار دیگری که با بهره متفاوت است
S بهره می باشد .در
اینحالت دوره تناوب چاکنای توسط یک خط که از بالاترین نقطه تا
پایینترین نقطه موج در فاصله مساوی قرار دارد و بدو قسمت بسته دوره و قسمت
باز دوره تقسیم می گردد و بدینترتیب بهره سطح بدست می آید .
مطالعات آماری در رابطه با صوتهای آسیب شناختی یک کاهش مشخص دربهره
سطح نسبت به صوتهای عادی نشان می دهد . برای تشریح کیفیت صوت
حالت موج EGG دارای اهمیت بیشتری است این نکته باید
همیشه در نظر
گرفته شود که در معاینات مختلف ارتعاشات چینهای صوتی از قبیل
استروبوسکوپی حنجره .... ممکن است EGG هایی عادی
از حنجره های آسیب
دیده و یا حتی سرطانی بدست آورد . همچنین ممکن است حالتهای
موج غیرمعمول از لحاظ عملکردی از چینهای صوتی که از لحاظ عضوی سالم هستند
بدست می آید . تجزیه و تحلیلهای حالت ها ی موج
EGGهنوز مورد سوال است ولی یک موافقت عمومی وجود دارد که
EGG به اندازه گیری
دوره
ارتعاش چاکنای وابسته است . EGG در
فراگیری کلیه زبانها ی خارجی و بشتر به عنوان یک ابزار آموزشی که نشان دهنده نمایش
بعدی سطح
ارتفاع و الگوی آهنگ گفته ها می باشد می تواند بکار رود و چون
یک پسخوراند بینایی ارائه می دهد در تربیت گفتار افراد ناشنوا نیز کاربرد دارد.
ترسیم آهنگ گفتار بر اساس EGG
اساسا تشکیل شده است از ردیفی ارتعاشات لحظه ای مجزا در مقابل با تواتر پایه صوتی
FO که بطور معمول
یک تخمین بر اساس سیگنال پنجره ای می باشد . بر اساس دیدگاه
تناوبی بالا صوت خشن وسایر رویکردهای نامنظم ارتعاش یک طرح دندانه دندانه
و ناصاف دارند در صورتیکه کیفیت صوت تناوبی تر یک طرح صاف
ارائه می دهند . ارتعاشات چاکنای یی غیر تناوبی در ابتدا و انتهای گفته ها روی
می دهد . در بیماران دچار گرفتگی صوت بعد از یک دوره گفتار
درمانی زمان تحلیل رفتن به سمت کم شدن می رود . و این زمان در گرفتگی صوت
از نوع کم کاری افزایش خواهد یافت . اما این زمان که برای
بدست آوردن دوره ثابت نیاز است به تواتر ارتعاش بستگی دارد.
صوت خشن و صوت بسیار بم ( غژ غژ ) :
ارتعاشات نامنظم منجر به بروز یک کیفیت خشن در صوت می گردد و
برای اندازه گیری این نامنظمی ارتعاشات اندازه گیری انحرافات آماری نسبت
به زمان کاهش راه مستقیم تری خواهد بود . انحرافات تناوبی
EGG توسط نقاط پخش در الگو های آهنگ بر اساس
EGG می تواند تعبیر و تفسیر
گردد. روش دیگر ترسیم دوره های تناوب بر روی یکدیگر در طرحها
ی پراکنده می باشد که بنام دیاگرام شناخته می گردد.آشکارترین راه برای
استفاده از اندازه گیریهای تناوبی ارتعاشی حنجره در کلینیک
صوت بدست آوردن ارتفاع صوت می باشد . برای تخمین ارتفاع صوت تواتر پایه صوت
که همان تواتر ارتعاشی چینهای صوتی می باشد باید بدست آید .
بطور کلی تواتر کم بسامد و ارتعاشات غیر تناوبی بیشتر به عنوان تغییرات کیفیت
صوت تشریح می گردد و دریافت می شود و معمولا بر اساس
تناوبهای دوره ای آوا سازی می باشد . محاسبه میانگین تواتر ارتعاشی نسبت به
محاسبات میانگین ارتفاع بر اساس ادراکات صوتی نتایج کمتری
دارد . برای اندازه گیریهایی که نشان دهنده ارتفاع صحیح می باشد اول باید ارتعاشات
صوت غژغژ حذف گردد که این عمل به راههای گوناگون امکان پذیر
است . مولر- چوری پیشنهاد می کند که همه اندازه گیریهایی که بیشتر از یک
اکتا و از میانگین پراکندگی اصلی بالاتر است حذف گردد. فورسین
یک معیار تناوبی برای نمودارهای میله ای تواتر معرفی کرده است که :
پس از 2یا 3 دوره انجام EGG و ثبت
افزایش هر سری از تواترها در نمودار میله ای اندازه گیریهای نزولی خارجی انحرافات
اصلی تواترهای
ارتعاشی با یکبار نزول زیر سطح پایه حذف می گردد. تخمین
ارتفاع صحیح در صوتهای آسیب شناختی و در اختلالات چند وجهی تواتر اصلی گفتاری
بدلیل فقدان طنین در دامنه های گسترده تر مشکل است . علاوه بر
این وقتی که جنس شنونده با گوینده تفاوت داشته باشد این امر مشکل تر است .
در مطالعاتی که کروک انجام داد دریافت که آنچه درSFF
گزارش شده کمتر از آنیست که توسط GFA تجزیه و
تحلیل گشته است . توسط SFF
بطور میانگین برای صوت خانمها تواتر 221هرتز و یک دامنه 4/5
نیم آهنگی و میانگین تواتر 144 هرتز و دامنه 8/5نیم آهنگی برای صوت
آقایان در نظر گرفته شده است . پدرسن نشان داد که
اندازگیریهای SFF برای ویژگیهای قابل اندازه گیری جنسی
ثانویه مردان که وابستگی زیادی
به میزان سطح هورمون جنسی دارد مفید می باشد . و این مطلب جدا
از کاهش SFF در طول مدت نمو در هر دو جنس بخصوص در
خانمها که تا
حدود سنین 60 تا 70 سالگی کاهش کمتری در
SFF دارند می باشد پس می توان یک ارتباط خاصی را برای
SFF پیدا کرد که در دوران کهولت
افزایش پیدا کند . علاوه بر سن و جنس SFF
تحت تاثیر نوع و ویژگی احساسی گفتار نیز می باشد . بیشتر صاحبنظران در هنگام خواندن
بلند با
ارتفاع آزاد گفتار یک افزایش مختصر در میزان
SFF را گزارش داده اند . از طرف دیگر تغییرات موقعیتهای
کلی ارتباطی اثرات آشکاری بر میانگین
ارتفاع و دامنه صوت دارد . ولی انتقال شخصیت احساسی در خواندن
متن اثر ملاحظه ای بر SFF نخواهد داشت .بیشترین یافته
های کلینیکی عمده
دلالت بر پایین آمدن میزان SFF در
زنان با بالا رفتن هورمونهای مردانه و یا کشیدن سیگار دارد . و افزایش ارتفاع در
مردان به علت دو صدایی
به علت کاهش هورمونهای مردانه می باشد . ضایعات عضوی نظیر ادم
رینکه یا تغییرات پولیپ مانند - سبب پایین آمدن سطح SFF
می گردد. یک
راه دیگر استفاده از اندازه گیری SFF
در کلینیک صوت استفاده از تست تحمل صوت می باشد که نشان دهنده ظرفیت در طول مدت
فشار صوتی است
در بیماران با گرفتگی صوت از نوع عملکردی اگر 70 دسی بل نوفه
سفید به گوش شخص داده گردد باعث افزایش خاصی در میانگین SFF
هنوز
تا حد قابل ملاحظه ای بالا می باشد و بلافاصله یک افزایش در
میانگین SFF نسبت به سطح اصلی دیده می گردد. بعد ازبلند
خواندن در برابر نوفه
سفید به مدت 15 تا 30 دقیقه یک افزایش در میانگین
SFF هنوز تا حد قابل ملاحظه ای بالا می باشد و بلافاصله
یک افزایش در میانگین SFF
نسبت به سطح اصلی دیده می گردد. اندازه گیریهای دامنه
SFF نه فقط در کلینیک صوت بلکه در بررسی بیماران با
اختلالات روانی و عصب شناختی
نیز مفید می باشد . کاربردهای EGG
در تشخیص خاصی کلینیکی ابرتون بطور واضح نشان داد که بین موج نگارهای آسیب شناختی
الکتریکی
چاکنای و شرایط آناتومیکی یا فیزیولوژیکی ارتباط کافی وجود
ندارد مطالعات EGG از پولیپ چینهای صوتی بین ضایعات نرم
و ادم مانند نسبت به
ضایعات فیبری تفاوتهایی وجود دارد که از این تفاوتها برای
مطالعات تشخیصی می توان استفاده کرد . از EGG می توان
برای تشخیص ضایعات
ناشی از لوله گذاری درون نای و برداشتن غضروف درقی انگشتری و
همچنین بررسی اثرات داروهای ضد التهاب برای جلوگیری از بروز ضایعات
جایگزین لوله استفاده کرده . از بهره باز بودن موج
EGG می توان برای تشخیص آواسازی چینهای صوتی فلج از
آواسازی طبیعی استفاده کرد.
یک کاربرد تشخیصی دیگر EGG ترسیم
چاکنای کاذب در بالای مری درگفتار مروی مخصوصا بعد از عمل مجرا گذاری نای - مروی می
باشد .
آسیب شناسان گفتار از EGG برای به
نمایش در آوردن حرکات نرم کام به عنوان ارزیابی قبل از عمل ترمیمی اتصال زبان -کوچک
به کام برای رفع
صدای ناشی از خرناسه حاد- استفاده کردند . همچنین
EGG برای تعیین بلع صحیح و یا اختلال در بلع نیز می توان
استفاده نمود .
چکیده :
وسایل اندازه گیری الکتروفیزولوژیک عملکرد حنجره وسایلی هستند
که بصورت بالینی و بطور غیر مستقیم فعالیت چینهای صوتی را در طول مدت
آوا سازی نشان می دهد از جمله این وسایل که در این مبحث مورد
بررسی قرا ر گرفته است . می توان EGG و
EMG را نام برد که بر مبنای
پتانسیلهای الکتریکی موجود در بافتها عمل می کند .
EGG پتانیسلهای الکتریکی
موجود در عضلات را به طور غیر مستقیم توسط قرار گیری الکترودهایی در بافتها دریافت
کرده و پس از چندین مرحله
تقویت توسط یک موج نگار الکتریکی به نمایش گذاشته می گردد.
EGG برای اولین بار در سال
1960 معرفی گردیده و مورد استفاده قرار گرفت این دستگاه بر اساس هدایت الکتریکی
بافتها عمل می کند بدینصورت
که دو الکترود در دو طرف گردن گوینده در سطح حنجره قرار داده
می گردد و یک جریان ثابت بین الکترودها برقرار می گردد. در زمانیکه چینهای
صوتی در تماس با یکدیگر هستند حداکثر جریان وجود خواهد داشت و
درهنگامیکه از یکدیگر فاصله دارند حداقل میزان جریان وجود دارد که این
اساس کا ر EGG می باشد و
بدینصورت می توان موجی بدر مبنای ارتعاش و القائات حنجره ترسیم نمود.
برگشت به صفحه قبلی برگشت
به صفحه اصلی
صفحه
بعدی
قسمتی از آنچه که می
توانید در این پایگاه اطلاع رسانی مشاهده کنید :
رشد طبیعی گفتار و زبان
در کودک
مبانی
گفتار درمانی
اوتیسم و اختلالات نافذ رشد
اتیسم و ارتباط
...
اوتیسم و اختلالات
خواندن و ...
اوتیسم1
اوتیسم2
اوتیسم و
ARM
ریتالین و ...
دارو های سم
زدا در اتیسم (جهت اطلاع از آخرین ...)
اوتیسم3
تازه
های اوتیسم4
عوامل
موثر در تولید
گفتار و دستگاههای
مربوطه
گفتار درمانی
چیست ؟
گفتاردرمانی و اوتیسم
گفتاردرمانی و آفازی
ماهیت آفازی
گفتار درمانی و هیپوکامپ و حافظه
یادگیری و
هیپوکامپ
ویژگیهای گفتار
طبیعی
ارزیابی
و تشخیص در بیماری
شناسی گفتارقسمت
اول
درمان
اختلالات گفتاری 1
آفازی شناسی و گفتار
آفازی کودک و بزر
گسالان
آفازی کودک
آتاکسی و گفتار
آپراکسی کودک
آپراکسی در گفتار
پراکسیا
دیز آرتری
اختلال در آواسازی و
تولید گفتار در ضایعات مخچه ای
بیش فعالی و تغذیه
1
بیش فعالی و تغذیه 2
بیش فعالی و تغذیه 3
بیش فعالی و مواد افزودنی
از بیش فعالی تا اوتیسم
ناتوانی رشدی و انواع آن
شکاف
کام و لب و ...
ترمیم و نو توانی حنجره و .
ترمیم و نو
توانی حنجره 2
بیماری شناسی اختلالات
گفتار (صوت -اختلالات آن )
آفازی بزر گسالان
و سکته و ...
حافظه و سکته مغزی
سکته مغزی و توانبخشی
فلج مغزی(1)
فلج
مغزی (2)
ایجاد
هماهنگی دست و پا در فلج مغزی
والدین بچه
های فلج مغزی
اختلال در خواندن و نوشتن
اختلالات یاد گیری
ناتوانی یاد گیری
ضعف و نا توانی در خواندن
زبان
و اختلالات یادگیری
صرع
گنگی
انتخابی
وسایل کمک شنیداری
سندرم لاندو -
کلفنر
سرطان حنجره
حنجره و ...
عوامل موثر بر
رشد و نمو کودک
بدو تولد و تکامل حرکتی
روند تکامل کودک
ید و مواد معدنی ...بر تکامل
کودک و ...
رشد و نمو کودک
اسکلروز متعدد
و توانبخشی
سرطان دهان و ...
گفتار درمانی و
سرطان دهان و .
تومورهای خوش خیم دهان
حرکات
چینهای صوتی و ..
پارکینسون و
گفتاردرمانی
آلزایمر و توانبخشی
فنیل کتو نوریا
و پیشگیری
رفلکسها و حرکات
کودکان
ارتباطات و
گفتار
نحوه شکل گیری مغز
بلع و اختلال بلع (دیسفاژی)
بلع و
اختلالات بلع
فیزیولوژی بلع در افراد بالغ
تای ساکس
نشانگان مفصل گیجگاهی
گلوسیت
عمل جراحی برداشتن لوزه
دندان قروچه
در کودکان
توکسو پلاسموز
درد عصب سه قلو
اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک
لکنت زبان
لکنت1
لکنت2
درمان لکنت1
درمان لکنت2
ناروانی گفتار
(لکنت)
تسهیل کننده
گفتار ( لکنت شکن)
تسهیل کننده گفتار در افراد
لکنتی
آسیب به سر
نا شنوایی
تربیت شنوایی
اختلال در
پردازش شنوایی
شنوایی شناسی
بروکا
کاشت حلزون
ناتوانی رشدی
حافظه و ..
زردی و ...
پیش گیری از سندرم داون و
معلولیت
کم توانی ذهنی
سندرم داون
گزارشی از آموزش و پرورش1
گزارشی از آموزش و پرورش 2
تغییرات ویژگیهای
کودک
روانشناسی زبان
ادامه مطالب

دستگاه ادراری
اندامهای تناسلی
روشهای جلوگیری از بارداری
افسردگی پس از زایمان
حاملگی خارج رحم
تخمدان پلی کیستیک
دیسمنوره یا قاعدگی دردناک
درمان هورمونی در یائسگی

تمایلات و غرایز جنسی
آمیزش جنسی در
اسلام
نا توانی جنسی در
مردان
بیماریهای جنسی
انواع ناتوانی جنسی
اختلالات جنسی
دانستنیهای جنسی
درد در هنگام مقاربت
مقاربت در حاملگی

اعتیاد به آمیزش

سیفلیس
سوزاک
سپسیس
بیماریهای
مقاربتی
انواع
بیماریهای جنسی
شب زفاف
ادامه مطالب
-
Definition of
glottography in the Medical Dictionary.
glottography explanation.
Information about glottography
in Free online English dictionary. What is
glottography? Meaning of ...
-
glottitis
glottography Gloucester Old Spot
pig glove glove anesthesia glove box ... All content
on this website, including dictionary, thesaurus,
literature, geography ...
-
DRAFT 2006 -04-01,
to appear in Language &Communication Of Glyphs and
Glot to graphy MalcolmD. Hyman * Max Plan
ckInstituteforthe HistoryofScience Boltzmannstraße
22, D-14195 ...
-
Glottal Area and
Vibratory Patterns Studied With Simultaneous
Stroboscopy, Flow Glottography,
and Electroglottography Stellan Hertegård 1 Jan
Gauffin 2
-
Phonation onset
has been discussed in the framework of dynamical
systems as a Hopf bifurcation, i.e. as a transition
from damped to sustained ...
-
Digital High Speed
Glottography Hgg Time
Resolved
Glottography
-
... perception,
stroboscopy, aerodynamics, acoustics,
self-evaluation by the patient, and in specific
cases, physiologic signals, such as
electroglottography, flow glottography
...
-
... nodules,
sulcus vocalis, endoscopy, vocal fold anatomy,
flexible endoscopy, rigid transoral endoscopy,
glottic area waveform, GAW, phonatory cycle,
videokymography, glottography
...
-
Language &
Communication Copyright © 2007 Elsevier Ltd. All
rights reserved ... Of glyphs and
glottography Pages 231-249 Malcolm D.
Hyman
-
برگشت به صفحه قبلی برگشت
به صفحه اصلی
صفحه
بعدی